از بوف کور تا زنده به گور - زندگینامه صادق هدایت - نویسنده ای از کشور ایران - محمدجواد ابراهیم زاده

از بوف کور تا زنده به گور

از بوف کور تا زنده به گور – زندگینامه صادق هدایت – نویسنده ای از کشور ایران – محمدجواد ابراهیم زاده

از بوف کور تا زنده به گور؛ به بهانه زادروز صادق هدایت

مقدمه

صادق هدایت، نویسنده‌ای صاحب‌نام و از پیشگامان داستان‌نویسی مدرن در ایران است. هیچ فردی در تاریخ ادبیات معاصر ایران به اندازه او مورد قضاوت، ستایش و یا نکوهش قرار نگرفته است! به عقیده خیلی از اهالی رمان، کتاب «بوف کور» او جزء مشهورترین و مهم‌ترین آثار ادبیات داستانی معاصر به‌شمار می‌رود. وی اولین مترجم آثار نویسندگان نوآور اروپایی در ایران محسوب می‌شود که به‌عنوان روشنفکری مستقل و خلاق تأثیری شگرف در تکامل ادبیات داستانی فارسی ایفا کرد.

تولد، خانواده و تحصیلات اولیه

صادق هدایت ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ در تهران به دنیا آمد. خانواده و اجدادش از بزرگان عصر قاجاری و ناصری بودند. پدرش هدایت قلی‌خان فرزند نیرالملک وزیر علوم ناصرالدین‌شاه و مادرش زیورالملوک بود. او کوچک‌ترین فرزند خانواده بود و دو  خواهر و دو برادر بزرگ‌تر از خودش داشت.

هدایت در ۶ سالگی تحصیلات ابتدایی‌اش را در مدرسه‌ علمیه‌ آغاز کرد و دوره‌ متوسطه‌ را در دبیرستان دارالفنون که مهم‌ترین دبیرستان آن زمان تهران بود به پایان رساند. مدتی به‌خاطر بیماریِ چشمش مدرسه را ترک کرد، اما در سال ۱۲۹۶ مجددا در «مدرسه‌ سن‌‌لویی» که متعلق به فرانسوی‌ها بود، مشغول به تحصیل شد. طبق گفته خودش در این مدرسه با ادبیات جهان آشنا شد و به این ترتیب میل به نویسندگی در او جوانه زد.

آغاز جرقه‌های نویسندگی

هم‌زمان با دورانی که در مدرسه سن‌لویی مشغول به تحصیل بود، اولین مقاله‌اش را در هفته‌نامه‌ای با مدیریت نصرالله فلسفی به چاپ رساند که جایزه‌اش سه ماه اشتراک رایگان آن هفته‌نامه بود. البته در همین ایام با مجله ترقی هم همکاری داشت تا اینکه در سال ۱۳۰۳ در حالی‌که هنوز مشغول به تحصیل در دروه متوسطه بود، کتابی کوچک به‌اسم «انسان و حیوان» در زمینه مهربانی با حیوانات به نگارش درآورد. در همان سال بود که داستان کوتاه «شرح حال یک الاغ هنگام مرگ» را در مجله وفا منتشر کرد.

مهاجرت به بلژیک و فرانسه برای ادامه تحصیل

هدایت در سال ۱۳۰۵ شمسی برای ادامه تحصیل در رشته ریاضی محض عازم بلژیک شد. اما نتوانست با این رشته تحصیلی خو بگرید و تصمیم به تغییر رشته گرفت و به دانشگاه پاریس رفت. در پاریس گرفتار چند رابطه عاشقانه شد که نتیجه‌اش خودکشی در سن ۲۷ سالگی بود! او خودش را به رودخانه مارون انداخت اما یک قایق به‌طور تصادفی متوجه وضعیت او شد و نجاتش داد. سرانجام در سال ۱۳۰۹ با انصراف از دانشگاه به ایران بازگشت و در همین سال مجموعه داستان «زنده به گور» و «نمایشنامه پروین دختر ساسان» را به رشته تحریر درآورد.

بوف کور، مهم‌ترین اثر صادق هدایت

از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۴ داستان‌های متعددی نوشت و چاپ کرد. در سال ۱۳۱۵ همراه دوستش علی شیرازپور به کشور هند رفت و به یادگیری زبان پهلوی مشغول شد. در روزهایی که آن‌جا بود کتاب بوف کور را که در پاریس نوشته بود و در ایران نتوانسته بود منتشر کند، با اندکی تغییر چاپ کرد و به ایران فرستاد. در واقع بوف کور مهم‌ترین کتاب داستانی مدرن ایران است که شهرت هدایت را جهانی کرد. این کتاب  به زبان‌های زیادی از جمله انگلیسی و فرانسه ترجمه شد.

بوف کور داستان زندگی و قسمتی از خاطرات یک انسان رنجور و منزوی است که در دو بخش و به شکل راوی اول شخص روایت می‌شود. کتاب با این جملات آغاز می‌شود: «در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزء اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند!»

باور اعتقادی و فکری صادق هدایت

مهم‌ترین بحث در رابطه با مشی فکری و اعتقادی هدایت، مسئله پوچ‌گرایی است. برخی معتقدند این نویسنده زندگی انسان را بی‌معنا و پوچ می‌داند و برخی دیگر از جمله عبدالعلی دستغیب پوچ‌گرایی و وجود یاس فلسفی در هدایت را منتفی دانسته و می‌گوید: «مرگ‌اندیشی از بنیادهای اندیشه هدایت است، همان اندیشه به مرگ که در شعرهای فردوسی، مولوی و حافظ نیز دیده می‌شود. پس جای تعجب دارد که ما آن‌ها را پوچ‌گرا نمی‌خوانیم و فقط هدایت را سرزنش می‌کنیم!»

خلاصه اینکه صادق هدایت در داستان‌هایش به شکل‌های مختلفی یک نوع یاس فلسفی را مطرح می‌کند. زمانی که در مدرسه علمیه درس می‌خواند، سال ششم دبستان یک روزنامه دیواری ساخت و نام آن را ندای اموات گذاشت! آرم این روزنامه بسیار عجیب و وحشتناک بود. تصویری وهم‌آلود از عزرائیل که داس عجل در دستش بود.

تألیفات صادق هدایت

هدایت در عمر حیات خود آثار زیادی نوشت و منتشر کرد. از مهم‌ترین آثارش می‌توان به بوف کور، زنده به گور، سایه روشن، نیرنگستان، سگ ولگرد، سه قطره خون، علویه خانم، ولنگاری و حاجی آقا اشاره کرد. وی غیر از نگارش داستان، آثاری هم در زمینه ترجمه، تحقیق، سفرنامه و نمایشنامه نوشته است. البته چند  هدایت‌نامه هم به حسن شهیدنورائی، اعضای خانواده‌اش، مجتبی مینوی و محمدعلی جمال‌زاده نوشته است؛ نامه‌هایی که چندان  هم متعارف و شخصی نیستند و در بین سطرهای آن، عشق سوزانش به ادبیات، اندیشه‌ها و شیوه‌های ادبی تازه دیده می‌شود.

سبک منحصربه‌فرد در نگارش داستان  

هرچند نگارش سبک جدید داستان فارسی با جمال‌زاده آغاز شد، اما تبلور هنری داستان‌نویسی معاصر ایران با آثار صادق هدایت رونق گرفت و به تکوین رسید. داستان‌های صادق هدایت از مرز نگاه انتقادی سطحی که معمول آن دوره بود، فراتر رفت و به لایه‌هایی رسید که به جای سخن‌وری و توصیف، به تجسم و تصویرسازی ناب ارتقاء پیدا کرد.

او در بخشی از داستان هایش  از منظر یک راوی آشفته ذهن، رنج ها و ناامیدی‌های روشنفکران زمان خود را به روشی هنرمندانه توصیف می‌کند. همچنین در بخشی دیگر از داستان‌هایش از دیدگاهی انتقادی زندگی مردم کوچه و بازار را تشریح می‌کند و آشنایی عمیق خود با لایه های پنهان زندگی و تیپ های متنوع ایرانی را روایت می‌کند.

پایان زندگی با خودکشی

یأس فلسفی چنان با او عجین شده بود که سرانجام در ۱۹ فروردین سال ۱۳۳۰ برای بار دوم تصمیم به خودکشی گرفت و این‌ بار کسی نبود تا او را نجات بدهد. هدایت در آپارتمانش در پاریس با باز کردن گاز خودکشی کرد. وی  نخستین نویسنده و ادیب ایرانی‌ است که با خودکشی به زندگی خود پایان داده است. هدایت چند روز قبل از خودکشی خیلی از داستان‌های منتشر نشده‌اش را نابود کرد.

از بوف کور تا زنده به گور – محمدجواد ابراهیم زاده

پی نوشت : مرجع عکس : https://gnoori.com/

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست