رمان شرح الف

سایت دانلود رمان شرح الف – به نویسندگی شادی پاییزان

دانلود رمان شرح الف به قلم شادی پاییزان بصورت پی.دی.اف ممکن نیست. این رمان را فقط در اپلیکیشن باغ استور می توان مطالعه کرد. این رمان رایگان و بصورت کامل منتشر شده است.

*

‌مقدمه رمان شرح الف :

“شرح الف اثر اقتباسی از اثر ارزشمند و بی بدیل <سایه ی نفرت > می باشد….اینجانب هیچ گونه ادعایی مبنی بر ارائه ایده ی اولیه این رمان ندارم و شرح الف از خط مشی رمان سایه نفرت پیروی کرده ولی از لحاظ روند داستان و شخصیت ها متفاوت است.”

*

خلاصه رمان شرح الف :

دیاکو شاه مقصود پسری که بعد از مرگ پدر و مادرش دلباخته شیدا دختر مذهبی دانشگاه میشه و بر خلاف مخالفت برادرش با اون ازدواج میکنه….

با خیانت شیدا به دیاکو، اون تبدیل به مردی میشه که دیگه احساسی نداره و زن ها رو فقط وسیله ارضا نیازش میبینه…..

اما همه چیز با ورود ملیکا به زندگیش تغییر می کنه ….

*

اپلیکیشن باغ استور

رمان شرح الف جزء کتاب های اختصاصی اپلیکیشن باغ استور می باشد.

مطالعۀ نسخه ی کامل این کتاب تنها در اپلیکیشن باغ استور مقدور می باشد.

برای دانلود اپلیکیشن و اطلاعات بیشتر بر روی اینجا کلیک کنید.

*

مقداری از متن رمان شرح الف :

-یا خدا ….. یا خدا…..پناه به خدا…..کمک…..کمک

با فریاد های های دکتر کاشف، که تقریبا سالن تشریح رو رو سرش گذاشته بود…دکتر اجلالی و دکتر ملکی مسئول و مدیر فنی سالن تشریح به اتاق تشریح الف که ما کلاس داشتیم اومدن.

دکتر اجلالی با عصبانیت غرید:

-چی شده دکتر…چه خبره کل سالن و رو سرتون گداشتید؟ بچه ها چه اتفاقی افتاده؟

یکی از پسرا در حالی که کاملا جدی بود…گفت:

– چی بگیم استاد….دکتر کاشف میگه جنازه تکون خورد و سرش و به طرف ایشون چرخونده و نگاهشون کرده و براشون زبون درازی کرده

جمله اش تموم نشده بود که صدای انفجار خنده ی بچه ها بلند شد….دکتر اجلالی که دید نه می تونه کلاس و ساکت کنه و نه وضعیت دکتر کاشف خوبه با گفتن این جلسه کنسله….کاشف و برداشت و با دکتر ملکی از سالن الف بیرون رفتن.

سایت دانلود رمان شرح الف – به نویسندگی شادی پاییزان

به محض بیرون رفتن اونها سعید هم که جای جنازه روی میز تشریح خوابیده بود و بعد از انجام عملیات مذکور و به محض حواس پرتی استاد پشت بچه ها قایم شده بود اومد بیرون….صدای جیغ و خنده ی بچه ها تو دست زدن و رو در یخچال های سردخونه زدنه حامد با ضرب بندری گم شده بود.

بچه ها خوشحال از ناک اوت کردن استاد و کنسل شدن امتحان مشغول جشن و پای کوبی بودن که جابر (حراست دانشگاه) و دار و دستش ریختن و کاملا نامحترمانه پزشکان آینده این مملکت و از سالن تشریح به حیاط دانشگاه هدایت کردن.

*

صفحه رمان های شادی پاییزان (کلیک کنید.)

۳ دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست