رمان عشق و سنگ جلد دوم

 رمان عشق و سنگ جلد دوم به قلم شبنم اعتمادی محصولی از باغ استور

.

مقدمه رمان عشق و سنگ جلد دوم :

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شده خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه را ز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت.

.

قسمتی از متن رمان عشق و سنگ جلد دوم :

-مثل این که خیلی دلت واسه اون یسنا تنگ شده؟
مهرداد-من اون یسنا رو خیلی خیلی بیشتر دوست دارم.
لبخند کمرنگی زدمو زل زدم به روبروم.
-اون دیگه خیلی وقته رفته.
مهرداد-برمیگرده.
بهش نگاه کردم که برگشت سمتمو لبخندی بهم زد و دوباره به روبروش نگاه کردو زمزمه وار گفت
مهرداد-من برشمیگردونم.
سکوت کردو بعد از چند لحظه گفت
مهرداد-حالا چی میخواستی بپرسی؟
-راستش اون روز که مامنت داشت برای بی بی با تو بحث میکرد شنیدم.
مهرداد-خب؟!
-برای چی مامانت از بی بی بدش میاد؟
آهی کشیدو با مکث گفت
مهرداد-قضیش خیلی مفصله..بعدا برات توضیح میدم.
همون موقع پیچید توی پارکینگ شرکتو پارک کرد. با هم از ماشین پیاده شدیمو رفتیم سمت آسانسور. وارد آساناسور شدیمو مهرداد یکی از دکمه ها رو فشار دادو برگشت سمتم.
مهرداد-خب همون کار آبدار چی رو انجام میدی دیگه؟
ابرویی بالا انداختمو با بدجنسی گفتم
-شرمنده..من کمتر از نشستن پشت میز مدیرو نمیتونم قبول کنم.
مهرداد-اوه اوه..آفرین..خوشم اومد..پس از روز اول میخوای ریاست کنی؟
-شما اعتراضی دارین؟
مهرداد-نخیر..کی جرئت داره اعتراض کنه.
لبخندی زدمو گفتم
-پس شما کار خیلی حساس و ظریف آبدار چی رو به عهده میگیری؟
مهرداد-نه دیگه تا این حد بابا..یکم به من رحم کن.
-نچ.. راه نداره.
همون موقع در آسانسور باز شدو باهم از آسانسور اومدیم بیرون.
مهرداد-حالا نمیشه همون گوشه موشه های اتاقت یه جا واسه من جور کنی؟
-حالا تا ببینم چی میشه.
لبخندی زدو زنگ در واحدشونو زد که بعد از چند لحظه در باز شد. همین که وارد شدیم بلافاصله منشی از جاش بلند شد.
منشی-سلام آقای فلاحی.
مهرداد-سلام..بفرمایید.
بعدشم دستشو گذاشت پشتمو به سمتم یکی از راهرو بردم.جلوی در شیشه ای یکی از اتاقا که روش نوشته بود مدیریت وایستادو درشو باز کردو آروم گفت
مهرداد-بفرمایید خانم مدیر جدید.
لبخندی زدمو وارد اتاق شدم…..

.

اطلاعات بیشتر دربارۀ رمان عشق و سنگ

تعداد صفحات فایل پی.دی.اف : ۱۴۱۰

.

توجه داشته باشید رمان رایگان است و دانلود و مطالعه آن برای عموم، آزاد می باشد.

برای مطالعه آن لینک های زیر را دانلود کنید یا به اپلیکیشن باغ استور مراجعه کنید.

.

لینک های دانلود مختلف :

لینک فایل PDF

لینک فایل APK

لینک فایل EPUB

 

۱ دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست