بیوگرافی مریم پیروند :

مریم پیروند هستم. متاهل و متولد شهریور ۱۳۶۷ ؛ ساکن اهواز، حرفه‌ی اصلیم آرایشگریه اما شدیدا علاقه دارم به نویسندگی و کتاب خوندن.

لیست آثار : رمان زوال – رمان دوجلدی معجون – رمان شور عشق – رمان شعله های سوزان – رمان خواب و بیدار – رمان دوجلدی عشوه گر – رمان نوازشم کن – رمان شروع دیوانگی – رمان دو همراز – رمان یاس

لینک کانال تلگرام مریم پیروند : https://telegram.me/maajoon_maryam

لینک پیج اینستاگرام مریم پیروند : https://instagram.com/maryam.m9781

رمان های چاپ شده

مقداری از متن رمان شروع دیوانگی به قلم مریم پیروند :

دستم رو کشید و گفت :
– نمیتونستی یه جفت کفش درست بپوشی که لَنگ نزنی وسط مهمونی، کی دیگه از این سُم‌بلندها میپوشه.
دندون قروچه‌ای رفتم و نیشگون محکمی از بازوش گرفتم و گفتم‌:
– چرت نگو. کِی دیدی من پاشنه بلند بپوشم که این بار دومم باشه، خوبه کمد کتونیامو امشب دیدی، اینارم از نسیم دوستم گرفتم.
پوفی کشید.
– خیله خب حالا‌. خاک لباستو تمیز کن بریم میخوام زنگ‌و بزنم.
خاک لباسم رو تکوندم. دل تو دلم‌ نبود ببینم اون تو چه خبره و با چه افرادی قراره معاشرت کنم. ازم قول گرفته بود به شرطی منو به این بزم میاره که هر چی دیدم همونجا چال کنم و به کسی در مورد امشب چیزی نگم.
بالا رفتیم. پشت در که ایستادیم با هیجان گفتم :
– دلم یه جوری شده سجاد.
نگاهم کرد.
– چه جوری شده ؟ قیلی ویلی میره !
– آره. انگار دلشوره‌ست. آخه من تا حالا اینجاها نیومدم.
– ببین چه سعادتی نصیبت شده با من اومدی.
اخمی همراه با لبخند کردم و ظاهرم رو مرتب کردم و گفتم :
– بابا بفهمه تیکه بزرگت میشه گوشِت.
پوزخند صدا داری زد.
– کو تا بفهمه. ما اومدیم بازار بعدم رفتیم رستوران شامو بیرون خوردیم‌. اوکی ؟
سرم رو تکون دادم و به محض اینکه گفت شام یاد گرسنگیم و غذاهای خوشمزه‌ افتادم.
– گفتی شام یادم افتاد چقدر گشنمه، کاشکی اون تو یه عالمه غذا و خوراکی خوشمزه باشه.
لبخند شروری زد و با شیطنت گفت :
– اون تو هر چی دلت بخواد هست از غذا گرفته تا…

فهرست