خانه » همه چیز درباره پیرنگ (اساس و پایه داستان)
همه چیز درباره پیرنگ

همه چیز درباره پیرنگ (اساس و پایه داستان)

پیرنگ؛ اساس و پایه داستان
همانطور که یک ساختمان قبل از ساخت نقشهکشی میشود و مکان تمامی اجزای آن در نقشه مشخص میشود، داستان نیز باید قبل از نوشتن، نقشه آن کشیده شده باشد. به این نقشه که برای داستان ایجاد میشود طرح یا پیرنگ میگویند.
پیرنگ مرکب از دو کلمۀ پی + رنگ است. پی به معنای بنیاد، اساس و پایه آمده است و رنگ به معنای طرح و نقش. بنابراین روی هم پیرنگ به معنی بنیاد، نقش و طرح است.
طرح نیز یک رابطه منطقی بین حوادث داستان است که علت هر حادثه مشخص است؛ نه تنها حوادث بلکه تک تک کلمات و اجزای یک داستان باید به هم مربوط باشند. بعضی از نویسندگان طرح و پیرنگ را یکی میدانند و بعضی دیگر این دو را از هم جدا میدانند. اما در اصل طرح و پیرنگ یکی است و تا پایان این مقاله آن دو را یکی میدانیم.
بدون شک یکی از مهمترین عناصر داستان پیرنگ است. پیرنگ مجموعهای از رویدادهایی است که توسط این رویدادها با شخصیتهای داستان؛ فضاسازی و هدف داستان آشنا میشویم. در واقع پیرنگ بدنهای است که سایر عناصر داستان بر روی آن چیده میشود. همانند اسکلت یک ساختمان.
هر داستان برای شکلگیری از «ساختار» و «عناصری» تشکیل میشود که با هنرمندی و خلاقیت داستان‌نویس به صورت یک داستان کامل، پدیدار می‌یابد. داستان‌نویس با کمک این عناصر به آفرینش پیکرۀ داستان میپردازد.
داستان متشکل از اتفاق های بسیاری است. ولی نکتۀ مهم این است که تمام اتفاقات داستان پیرنگ محسوب نمیشوند. آن اتفاقاتی پیرنگ را تشکیل می‌دهد که در پیشبرد داستان دارای اهمیت باشد.
هر موضوع نیاز به یک دلیل دارد و پیرنگ یعنی علت یا دلیل ساختن داستان. پیرنگ یعنی یک‌سری حوادث مرتبط به هم. گاهی این حوادث زادۀ تخیل نویسنده است؛ و گاهی واقعیتی است که به صورت قصه درآمده. در داستان برای وقوع اتفاقات باید دلیل موجهی وجود داشته باشد.
پیرنگ‌ معمولا توسط نزاع و کشمکشی که باعث ایجاد اتفاقات می‌شود شکل می‌گیرد. یک اثر داستانی می‌تواند بیش از یک پیرنگ داشته باشد که اصصلاحاً به آن «داستان فرعی» می‌گویند.
پیرنگ در اصطلاح ادبیات داستانی به (توالی) یعنی پشت سر هم قرار گرفتن حوادث داستان که بر پایۀ رابطه علت و معلولی است گفته میشود. پیرنگ در اصل متعلق به نقاشی است و معنی آن، طرح اولیهای است که نقاشان میکشند و سپس تکمیلش میکنند.

تفاوت میان داستان و پیرنگ
پیرنگ نقل حوادث است، اما نقلی که در آن وجود رابطۀ علت و معلولی اهمیتی خاص دارد. به مثال زیر توجه کنید:
«پادشاه مرد و سپس ملکه نیز مرد» این یک داستان است اما «پادشاه مرد و سپس ملکه از غصه دق کرد» پیرنگ داستان است. زیرا ضمن آنکه ترتیب رخدادها (اتفاقات) در آن حفظ شده، رابطۀ علّی و معلولی دو رخداد نیز در آن بیان شده است.
وقتی می گوییم «پادشاه مرد، و بعد ملکه مرد» دو حادثه را که از توالی زمانی پیروی میکند بیان کردهایم اما برای آن که پیرنگ داستان را شکل بدهیم باید بین این دو حادثه رابطه علت و معلولی ایجاد کنیم. «پادشاه مرد و ملکه نیز از فراق او دق کرد.» حال می توان پرسید ملکه چرا دق کرد؟ از فراق پادشاه. توالی زمان هم در این پیرنگ رعایت شده است. یا بهتر است بگوییم منطق زمانی.
حال اگر بخواهیم داستان را پیش ببریم میگوییم: «ملکه مرد و کسی نمی دانست چرا، تا آن که بعدها مشخص شد از فراق شاه ملکه دق کرده بود» در این پیرنگ راز و رمزی نهفته است که به ما کمک میکند تا داستان را بسط بدهیم. با چنین پیرنگی می توان در داستان تعلیق نیز ایجاد کرد و خواننده را تا پایان داستان مشتاق نگاه داشت.
مهمترین نکته در داستان این است؛ هر چیزی که در پیرنگ میگنجانید باید یک هدف داشته باشد. سوالی که پیش میآید این است که چطور این حالت علت و معلولی را در داستان ایجاد کنیم؟
وقتی قرار است داستانی نقل شود این داستان باید از سلسله حوادثی تشکیل شده باشد. درست مثل دانههای تسبیح. یعنی حوادث یا رخدادهایی که داستان را شکل میدهند به مانند دانههای تسبیح هستند. اما دانههای تسبیح به خودی خود تسبیح را نمیسازند. باید رشته یا نخی آن‌ها را به هم متصل کند. این رشته چیست؟ رابطۀ علی و معلولی است. یعنی هر حادثهای باید باعث حادثۀ دیگری باشد. بدین‌گونه بین این عناصر که همان دانههای تسبیح باشند پیوند برقرار میشود و پیرنگ داستان شکل میگیرد.
برای اینکه بتوانید با پیرنگ در داستان بیشتر آشنا شوید چند داستان کوتاه که دارای پیرنگی قوی هستند را بخوانید. یکی از این داستانهای کوتاه «داش آکل» است. در داستان «داش آکل» زنجیره حوادث به هم پیوسته است که خطی مستقیم را طی میکند؛ با تعدادی داستان فرعی.

سخن پایانی
پیرنگ یک ساختار مشخص دارد و از فرمت خاصی پیروی میکند تا بتواند خواننده را به خواندن تشویق کند و به سوالاتش پاسخ دهد و در آخر حس رضایت را برایش به وجود آورد. از همه مهمتر پیرنگ فقط بیان یک سری اتفاقات نیست. هر چیزی که در پیرنگ میگنجانید باید یک هدف داشته باشد. بنابراین شخصیت داستان خود را در موقعیتی قرار دهید که مجبور باشد تصمیمی بگیرد که داستان را به سمت نتیجه نهایی آن سوق دهد.

فهرست