رمان دو آوازی

درون برنامه

توضیحات

دانلود رمان دو آوازی

به قلم بهاره غفرانی

***

این رمان فروشی بوده و فقط در اپلیکیشن باغ استور قابل مطالعه می باشد.

***

رمان گریزگاه رو از اپلیکیشن باغ استور تهیه کنین.

خلاصه رمان دو آوازی :

تندیس با تعدادی جوان دوست خانوادگی است. نواب، یکی از دوستان خانوادگی تندیس، پس از خیانت خشایار به تندیس، به او نزدیک می‌شود. او ادعای عاشقی دارد، اما زندگی‌شان دوآوازی می‌شود و هر کدام حرف خود را می‌زنند؛ تا جایی که تندیس متوجه می‌شود نواب به نیت دیگری با او ازدواج کرده است و…

***

مقداری از متن رمان دو آوازی :

صورت اشکان به رنگ انار درآمد. مشتش را به کف دست دیگرش کوفت که نواب از جلوی در ساختمان، با غیظ رو به اشکان گفت:

– اشکان بیا بریم پیداشون کنیم.

نجمه با ناراحتی رو به برادرش زمزمه کرد:

– تا حالا رفتن نواب.

نواب پراخم به او خیره شد:

– همین‎جاهان. دو تا مست دیگه آخر تابلو هستن. پیداشون می‌کنیم.

اشکان سمت نواب پا تند کرد و هر دو از خانه خارج شدند. حالا تنها ما دخترها در خانه‌ی عمو پژمان حضور داشتیم. نگاهی به اطراف انداخته و گفتم:

– پس مهدیس کو؟ اون که چند ساعت زودتر اومده بود.

نجمه کنارم نشست و لب برچید:

دانلود رمان دو آوازی از بهاره غفرانی

– اون بیچاره هم از وقتی اومده میگرنش گرفته. توی اتاق افسون خوابیده بود.

افسون گفت:

– برم ببینم بیدار شده یا نه.

نجمه شانه بالا انداخت:

– چه‎طور ممکنه بیدار نشده باشه؟ این همه جیغ و داد شد.

گلویی صاف کرده و گفتم:

– خواهر من خوابش خیلی سنگینه.

افسون به اتاق رفت و بقیه‌ی دخترها سمتم آمدند و احوال‌پرسی کردند. این هم از روز تولدم که قرار بود غافلگیر شوم و آن اتفاق افتاد. پاهایم کمی جان گرفت و به دستشویی رفتم و دست و صورتم را شستم. روی گونه‌ام زخم شده بود و می‌سوخت. وقتی از دستشویی بیرون آمدم، مهدیس بیدار شده بود و پسرها هم برگشته بودند. مهدیس سمتم آمدند و با گریه در آغوشم کشید.

– الهی ذلیل شن! طوریت نشده که؟

صورتش را بوسیدم و به رویش لبخند زدم:

***

برای مطالعۀ این رمان به اپلیکیشن باغ استور مراجعه کنید.

برای دانلود اپلیکیشن باغ استور بر روی اینجا کلیک کنید.

اشتراک در
اطلاع از
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست