رمان محکوم به تن تو

درون برنامه

توضیحات

دانلود رمان محکوم به تن تو به قلم مریم چاهی (مرینا) ویژه است!!

***

فروش این رمان متوقف شد

***

 خلاصه رمان محکوم به تن تو :

زندگی هدیه خدمتکار کم سن و ریز نقش تالار شایگان با جاناتان سی و شش ساله، غول صخره نوردی که همان شب از لندن برگشته در اثر مسمومیت با مواد مخدر گره می خورد.

تصمیم‌بر سر سقط بچه ای که پدر و‌مادرش هیچ چیز از آن شب به خاطر ندارند کار سختی است.

جاناتان مردانگی می کند و هدیه را که دو قلو باردار شده عقد می کند اما دوست دختر سابقش با یک بچه پنج ساله پیدا می شود.

در این میان هدیه رازهایی از زندگی گذشته دارد که باعث هر چه بیشتر شدن حس حقارتش می شود و از جاناتان دوری می کند.

هدیه نمادی از دختران ایرانی قربانی اعتیاد خانواده و جاناتان نمادی از یک مرد واقعی است.

عشقی که بین این دو با وجود تمام تفاوتهایشان شکل می گیرد تمام قوانین جامعه را نقض می کند.

 

برای دانلود فایل عیارسنج رمان محکوم به تن تو به قلم سرکار خانم مریم چاهی (بخش ابتدایی رایگان) بر روی اینجا کلیک کنید.

***

این فایل حاوی مقداری از ابتدای متن این رمان است، پس از دانلود و مطالعه اگر علاقمند بودید بر روی خرید آنلاین کلیک کرده و لینک عضویت در کانال تلگرامی رمان محکوم به تن تو را پس از خرید، دریافت نمایید.

***

مقداری از متن رمان محکوم به تن تو :

شبیه خانه ای که در آب فرو رفته و لوازمش شناور شده اند.

زن گریه می کرد و همین بیشتر او را می ترساند.

با دقت بیشتری نگریست.

لباس تنش نبود. نور محیط می توانست هر لحظه او را کور کند.

سرش روی گردن سنگینی می کرد. باید به خودش و آن زن کمک می کرد.

پاهایش را حرکت داد. با اینکه می دید تکان خوردند اما حسشان نمی کرد.

چقدر در آن حال ماند مشخص نبود.

صدای زن مدتی بود که نمی آمد. به سختی از تخت پایین آمد و وسط اتاق نقش زمین شد.

متوجه بود که هیچ پوششی ندارد و می خواست از کشو لباس بردارد اما فاصله ها به چشمش خیلی بیشتر از چیزی که بود می آمد.

تمام تلاشش را کرد تا چهار دست و پا شود.

رمان محکوم به تن تو – مرینا

به این فکر کرد فریاد بزند و کمک بخواهد اما زبانش در دهان نمی چرخید.

یکی دو قدم جلوتر رفت و یک چیز عجیب دید. بلندش کرد و جلوی چشم حرکتش داد.

یک کفش زنانه با سایز بسیار کوچک بود که چندین بار وصله شده اما هنوز قسمت نوک انگشت شصتش پاره است. این کفش در خانه اش چه می کرد؟

دو ساعت بعد جاناتان همه چیز را فهمید. اینکه در آن مهمانی کوفتی چیز خورش کرده اند.

معلوم نیست چه بر او گذشته اما مطمئن بود شب را با زنی گذرانده که کفشش جا مانده و نمی داند کیست.

خودش را به تلفن رساند و شماره پلیس را گرفت. به سختی کلمات را هجی کرد:

– من مسموم شدم…

مرد پای تلفن بدون معطلی جواب داد:

– با فوریت های پزشکی تماس بگیرید.

– مواد… مواد مخدر…

دانلود رمان محکوم به تن تو به نویسندگی مریم چاهی

*

دانلود رمان های مریم چاهی (کلیک کنید)

 

اشتراک در
اطلاع از
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست