رمان میخونه چشمات

12,000 تومان

توضیحات

توجه داشته باشید که رمان میخونه چشمات فروشی ست،بدین صورت که شما فایل عیارسنج زیر (که حاوی بخش ابتداییِ رایگانِ رمان است) را دانلود کرده و آن را مطالعه می کنید؛

اگر علاقمند بودید بر روی لینک افزودن به سبد خرید کلیک کرده و فایل کامل را پس از خرید اینترنتی، دانلود می کنید.

رمان میخونه چشمات

لینک دانلود فایل عیارسنج رمان میخونه چشمات به قلم مهسا اربابی

*

خلاصۀ رمان میخونه چشمات:

آوا دختری که عاشق پسردایی نامزد سابقش، ماهان می شه… حسی که مدام بابتش خودش رو سرزنش می کنه اما شرایطی پیش میاد که متوجه می شه ماهان هم بهش بی حس نیست و این شروعی می شه برای رابطه ای ممنوعه و پر اضطراب…درگیری ماهان که مردی غیرتیه با مهدی رو از دست ندید

*

مقداری از متن رمان :

با صدای جیغ مامان و پشت بندش شکستن ظرفی قلبم تو سینه فرو ریخت. بی توجه به برگه هایی که با بلند شدنم رو زمین افتادند، به سمت در هجوم بردم و از اتاق بیرون رفتم .

نگاهم رو سرگردون بین مامان و بابا که جلوی هم گارد گرفته بودن چرخوندم.

کنار پای مامان کلی شیشه خورده ریخته بود و داشت سر بابا داد می زد و توجهی به اطراف نداشت. وسط حرفش پریدم.

_مامان تکون نخور زمین پر شیشه ست!

هوز حرفم تموم نشده بود که پاش رو، رو شیشه ها گذاشت و آه از نهادش بلند شد!

دویدم سمتش ، دستش روگرفتم و رو مبل نشوندم.

بابا به سمتش اومد ، پاش رو بالا گرفت تا شیشه رو ازش دربیاره، تو یه حرکت ناگهانی شیشه رو کشید و ازم دستمال خواست تا پای مامان رو ببنده که بیشتر از این خونریزی نکنه‌.

کف زمین خونی بود و مامان از درد به گریه افتاده بود.

دستمال رو بهش دادم و سعی کردم به دستش که‌ پر خون بود نگاه نکنم تا حالم از این بدتر نشه.

همه ی این اتفاق ها کلا دو دقیقه شد.

دو دقیقه ای که نمی گذشت.

باعجله مامان رو به بیمارستان نزدیک خونه رسوندیم .

*

تعداد صفحات فایل پی.دی.اف : ۸۶۵

قیمت فایل کامل : ۱۲ هزار تومان

علاوه بر PDF ، فرمت های APK و EPUB هم موجود است.

*

آیدی تلگرام پشتیبانی خرید های ناموفق : T.me/BaghStore_Admin

رمان میخونه چشمات

اشتراک در
اطلاع از
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست