رمان نمسیس

16,000 تومان

توضیحات

دانلود رمان نمسیس  رایگان نیست،بدین صورت که شما فایل عیارسنج زیر (که حاوی بخش ابتدایی رایگان رمان است) را دانلود کرده و آن را مطالعه می کنید؛

اگر علاقمند بودید بر روی لینک افزودن به سبد خرید کلیک کرده و فایل کامل را پس از خرید اینترنتی، دانلود می کنید.

رمان نمسیس

دانلود فایل عیارسنج رمان نمسیس به قلم مطهره حیدریرا از اینجا دانلود کنید.

*

خلاصه رمان نمسیس از مطهره حیدری:

کیاشا بزرگمهر، رئیس بی‌رحم یه شرکت ساخت و ساز معروف که چند سالی میشه که دور خلاف‌و خط کشیده اما با خیانت معشوقه‌اش ورق برمی‌گرده و کیاشاهی که از تظاهر متنفره میشه قهارترین متظاهر توی عشق! فقط برای این‌که زهر نفرتش رو مثل یه نمسیس روی هم جنس‌های معشوقه‌ی خیانتکارش بریزه و البته هر دختری که با قصد دوستی بهش نزدیک میشه از این زهر دور نمی‌مونه!

حالا که کیاشا توی فریب دخترا قهار شده نورا دختری که چهار ساله زندگیش بخاطر یه عشق نافرجام دستخوش تحولاتی شده به عنوان مترجم پا به شرکتی می‌ذاره که تفاوتی با قتلگاه احساس نداره شرکتی که یه ببر زخمی و درنده منتظر به دام انداختن طعمه‌ی بعدیشه!
اما در این میان استاد دانشگاه نورا عشق قدیمی و خیانتکار خودش از آب درمیاد که از عمد وارد دانشگاه شده تا باز به نورا نزدیک بشه ولی دراصل این استاد…

*

مقداری از متن رمان نمسیس :

«کیاشا»
عصبی از چرت و پرت گویی‌هاش چشم‌هام و بستم و دندون روی دندون ساییدم.
– سود این‌کار خیلی بالاست لطفاً با پدرتون…
از کوره در رفتم که یه دفعه چشم باز کردم و همراه با خم شدنم روی میز داد زدم: مردک انگار حالیت نمیشه چی میگم نه؟
متقابلاً خم شد و مصرانه گفت: خواهش می‌کنم پدرتون و راضی کنید بدون کمک ایشون نمی‌تونیم محموله رو رد کنیم.
همراه با ضربه‌ای که به میز زدم بلند شدم و فریاد کشیدم: به درک! اصلاً به من چه؟ نمی‌فهمی میگم چند سالیه از این کثافت کاری‌ها کنار کشیدم؟
به سمتش میز رو دور زدم که سریع بلند شد. بازوش و گرفتم و با قدرت تن لش چاقش و به سمت در کشیدم.
– ببینید اگه پدرتون و راضی کنید بخشی از سودم و بهتون میدم.
بدون لحظه‌ای لغزش در رو باز کردم و انداختمش بیرون که تند به سمتم چرخید.
– جناب بزرگمهر…
رو به سالار با خشم غریدم: بندازش بیرون.
و پس بندش در رو محکم بستم. با صورتی برافروخته پلک روی هم گذاشتم و با رد کردن یه دستم زیر کت و گذاشتنش روی پهلو اون دستم و به پیشونیم کشیدم.
مردک زبون نفهم!
به سمت تلفن روی میز رفتم و بعد از برداشتنش شماره‌ی صفر رو گرفتم.
– درخدمتم آقا.
– قهوه بیار اتاقم.
– چشم.

دانلود رمان نمسیس از مطهره حیدری
تلفن و گذاشتم و به سمت پنجره‌ی تمام قد رفتم، جایی که می‌شد شهر زیر پام دید و حس قدرت و غرور لذت بخشی و بهم می‌داد.
از جا سیگاری طلایی توی جیبم یه نخ بیرون کشیدم و بین دو لبم گذاشتم. با فنک روشنش کردم و هم زمان با برگردوندن فندک توی جیبم مک عمیقی بهش زدم و دودش و بیرون فرستادم که بوی شکلات مانندش توی مشامم پیچید.

دستم بالا اومد تا دومین پک رو بکشم اما صدای گوشیم میون راه ثابت نگهش داشت و نیم نگاهم و به عقب برد.
چرخیدم و از روی میز برش داشتم. با دیدن «لاله» پوزخندی گوشه‌ی لبم نشست و همراه با زدن سر سیگار به میز تماس و وصل کردم و گوشی و روی گوشم گذاشتم.
– چیه؟
– وا کیاشا به جای سلام کردنته؟
یه پک کشیدم و بعد از بیرون دادن دودش گفتم: کارت و بگو.
لحن دلخورش لذت خاصی و بهم داد.
– معلوم نیست از کجا اعصابت خورده که داری سر من خالی می‌کنی! زنگ زدم بگم امروز میای دیگه؟ خونه رو بخاطرت خالی کردم!
لبخند موذیانه‌ای روی لبم نشست و از پشت، به میز تکیه دادم.
– البته که میام چون وقتشه!
سردرگم گفت: وقت چیه؟
سر سیگار رو به میز فشار دادم و با لبخند پر از کینه گفتم: بیام می‌فهمی، تا دو ساعت دیگه اون‌جام.

*

مشخصات فایل دانلود رمان نمسیس از مطهره حیدری :

قیمت فایل کامل : ۱۶ هزارتومان

تعداد صفحات فایل پی.دی.اف : ۲۰۲۰

علاوه بر PDF ، فرمت های APK و EPUB هم موجود است.

*

آیدی تلگرام پشتیبانی خرید های ناموفق : T.me/BaghStore_Admin

لینک صفحه نویسنده

اشتراک در
اطلاع از
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست