رمان ژرفا

درون برنامه

توضیحات

دانلود رمان ژرفا – دانلودرمانهای دیبا کاف – رمان عاشقانه و جذاب – دانلود کتاب داستان

دانلود رمان ژرفا

به قلم دیبا کاف

***

این رمان فروشی بوده و فقط در اپلیکیشن باغ استور قابل مطالعه می باشد.

***

رمان ژرفا رو از اپلیکیشن باغ استور تهیه کنین.

 

“خلاصه”
مرگ هولناک هدایت همت تاجر مشهور باعث می‌شود ترنج به فکر یافتن سرنخی از قاتل و کشف راز قتل او باشد از طرفی ورود ناگهانی هامون مهرزاد به دفتر مجله مودت بعنوان مدیر سبب بوجود آمدن اتفاقاتی غیرمنتظره در زندگی ترنج می‌گردد…

***

“مقدمه”
به ژرفای اقیانوس زندگی که می‌نگرم، چشم هایم لبریز می‌شود از ناگفته ها…. ناگفته هایی که اگر گفته می‌شد حالا در این مرداب دست و پا نمیزدم… من اینجا هستم… در عمیق ترین نقطه ی تاریکی…

***

دانلود رمان ژرفا – دانلودرمانهای دیبا کاف – رمان عاشقانه و جذاب – دانلود کتاب داستان

مقداری از متن رمان ژرفا به قلم دیبا کاف :

عینک دودی را از روی چشمم به طرف بالای سرم هدایت کردم و آفتاب گیر را بستم. وارد خیابان شدم و نگاهی به ساعت ماشین انداختم. طبق معمول هرروز ساعت هشت را نشان می‌داد. مثل همیشه وقت شناس و دقیق.

فرمان را چرخاندم که با دیدن قراضه ای به جای عروسکم دود از سرم بلند شد. با فاصله ی کمی ماشین را متوقف کردم و پیاده شدم. چه کسی جرئت کرده بود جاپارک اختصاصی مرا قرق کند؟

نگاه خشمگینی به ماشین خاکستری کردم که بین ماشین آقای نامجو و ماشین دیگری پارک شده بود. مشتم را به کاپوتش کوبیدم که صدای گوش خراش دزدگیرش بلند شد. بدترکیب چه صدای بلندی هم داشت. لگدی نثار چرخ های ز‌شتش کردم. صدایش قطع شد. اطرافم را پاییدم.

جوانک درازی به طرف ماشین آمد و با بهت نگاهم کرد. دستم را به کمرم زدم و طلبکارانه نگاهش کردم.

_با اجازه ی کی لگنتو اینجا پارک کردی؟

دانلود رمان ژرفا – دانلودرمانهای دیبا کاف – رمان عاشقانه و جذاب – دانلود کتاب داستان

دست چپش را در جیب جین خاکستری اش گذاشت و با صاف کردن یقه ی کت چرمش پاسخ داد:

_ببخشید من نمیدونستم این خیابون به اسم شماست… شایدم پارک بانید.

دست در جیب عقب شلوارش کرد و کیف پولش را بیرون کشید. تراولی به طرفم گرفت و ادامه داد:

_من تا عصر اینجام… اگر از ماشینم مراقبت کنید یه پول خوب بهتون میدم.

دندان هایم را روی هم فشار دادم. اگر وسط خیابان نبودیم دست می‌انداختم و گلویش را می فشردم شاید هم به صورت استخوانی و زاویه دارش خنج میکشیدم. بدم نمی آمد چشم های درشت و خوش حالت مشکی اش را از کاسه بیرون بکشم. اسکناسش را به رخ من میکشید؟ چشمانم را ریز کردم و قدم به قدم نزدیکش شدم.

***

برای مطالعۀ رمان به اپلیکیشن باغ استور مراجعه کنید.

برای دانلود اپلیکیشن باغ استور بر روی اینجا کلیک کنید.

داندانلود رمان ژرفا – دانلودرمانهای دیبا کاف – رمان عاشقانه و جذاب – دانلود کتاب داستان

***

دانلود رمان تا ابدیت به قلم دیبا کاف (کلیک کنید)

دانلود رمان خیال خوش به قلم دیبا کاف (کلیک کنید)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان ژرفا”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فهرست