رمان یادم‌تو‌را‌هم‌آغوش

درون برنامه

توضیحات

دانلود رمان یادم‌تو‌را‌هم‌آغوش – دانلود رمانهای Rya – دانلود رمان جدید ۱۴۰۰ – فروشگاه مجازی کتاب – سایت دانلود رمان باغ استور

رمان یادم‌ تو‌ را‌ هم‌ آغوش

به قلم مشترک Rya

***

این رمان فروشی بوده و فقط در اپلیکیشن باغ استور قابل مطالعه می باشد.

***

رمان ژرفا رو از اپلیکیشن باغ استور تهیه کنین.

“خلاصه”
آغوش بخاطر بدهی پدرش، با مادرش مجبور میشن خونشون رو ترک کنن و دست روزگار اون رو به جایی میکشونه که فکرشم نمیکرد..خدمتکار مردی میشه که عاشقشه…نگاه خاکستر گرفته ی اون مرد از آتش عشق شعله ور میشه؟

***

مقداری از متن رمان :

کوهیار و ساناز کنار هم نشسته بودند و منتظر آمدن فرهاد خان تا شروع کنند،آفتاب بالا آمده بود و اشعه های طلایی رنگش را روی میز پخش کرده بود.

صدای عصای فرهاد خان که آمد ایستادند.

و خدمتکارها با هم سلام کردند.

آغوش متعجب و گیج کنار اپن ایستاده بود و به پیرمرد نه چندان سن دار اما لنگان و با اقتدار روبه رویش زل زده بود.

فرهاد خان جواب سلام داد و روی صندلی بالای میز نشست.

دانلود رمان یادم‌تو‌را‌هم‌آغوش – دانلود رمانهای Rya – دانلود رمان جدید ۱۴۰۰ – فروشگاه مجازی کتاب – سایت دانلود رمان باغ استور

دختری به سرعت جلو رفت و کنار دست فرهاد خان ایستاد.ساره جلو رفت و با کمی فاصله کنار دخترک ایستاد.

خدمتکاران به سراغ کارهایشان رفتند و آغوش همچنان کنار اپن ایستاده بود.

راحله پوفی کرد و بازویش را کشید.

فرهاد خان فنجان چایش را برداشت و به کوهیار و ساناز که با ولع می خوردند چشم دوخت.

لبخند محوی زد.

_سامیار کجاست؟

ساره کاسه سوپ قارچ و شیر مورد علاقه اش را روی بشقاب جلوی دستش گذاشت

_دیشب نیومدن آقا.

فرهاد خان اخمی کرد و قاشقی به دهان برد.

آغوش کنجکاو به آشپزخانه رفت میز را دور زد و کنار راحله که مشغول درست کردن مخلوط کیک بود ایستاد

_این واسه چیه؟

دانلود رمان یادم‌تو‌را‌هم‌آغوش – دانلود رمانهای Rya – دانلود رمان جدید ۱۴۰۰ – فروشگاه مجازی کتاب – سایت دانلود رمان باغ استور

راحله نیم نگاهی به آغوش کرد و پچ پچ کرد.

_آقا عادت دارن قبل رفتن با چای،کیک بخورن،نه زیاد گرم نه سرد و سفت شده،پس الان درستش می کنیم دو ساعت دیگه قبل رفتن میخورن.

آغوش آهانی گفت و نگاهی به دخترک لاغر اندامی که مشغول تمیز کاری آشپزخانه بود انداخت

_سامیار کیه؟

راحله لحظه ای مکث کرد و بعد آرام تر به حرف آمد

_سومین پسر فرهاد خان،زیاد نمیاد عمارت،بیشتر وقتش و تو بیمارستان میگذرونه

همینکه خواست سوال بعدی را بپرسد دستی روی شانه اش نشست.

هینی کشید و با ترس برگشت

***

برای مطالعۀ رمان به اپلیکیشن باغ استور مراجعه کنید.

برای دانلود اپلیکیشن باغ استور بر روی اینجا کلیک کنید.

***

صفحه Rya (کلیک کنید)

دانلود رمان یادم‌تو‌را‌هم‌آغوش – دانلود رمانهای Rya – دانلود رمان جدید ۱۴۰۰ – فروشگاه مجازی کتاب – سایت دانلود رمان باغ استور

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان یادم‌تو‌را‌هم‌آغوش”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فهرست