خانه » رمان » آتش سرد

رمان آتش سرد

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: رایگان (دانلود از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

636

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان آتش سرد

مسیح پسر حاج احمد سلطانی.. یه پسر مذهبی و متدینه از یه خانواده اصیل و ثروتمند.

که بعد از طرد شدن از خانواده اش تنها زندگی می کنه و یه شب.. با دختری مست و بی بند و بار که قصد خودکشی داره رو به رو میشه و نجاتش میده.

تا اینکه تو کل کل با اون دختر شرطبندی می کنه و تو این شرط مسیح مجبور میشه…

قسمتی از رمان آتش سرد

نصف شب بود و داشتم برمیگشتم خونه…هر چند کسی تو خونه منتظرم نبود و من تا صبحم قابلیت چرخ زدن تو خیابونا و حتی یه دور رفتن تا لب دریا و برگشتن و داشتم…

بدون اینکه کسی بگه کجا بودی؟؟؟چرا انقدر دیر کردی؟؟؟ نگرانت شدیم!!!

ولی اگه اون ساعتم برنمیگشتم دیگه انرژی و توانی تو تنم نمی موند واسه فردا و یه روز کاری جدید…هه…کار…چه کاری هم بود…

از این مغازه به اون مغازه…از این شرکت…به اون شرکت…حرف بزن حرف بزن حرف بزن…

تا بالاخره یکی دلش به رحم بیاد و یکی از محصولات شرکت و سفارش بده…تا ته ته تهش یه درصدی هم تو جیب من بره…

بعضی وقتا فکر میکنم یعنی واقعاً باید ممنون آقاسید بشم که این کار و واسه من جور کرد؟؟؟

یعنی واسه یه دانشجوی اخراجی مهندسی کامپیوتر هیچ کاری به جز ویزیتوری نبود؟؟؟

معلومه که نبود…اون اخراجی ته اسمم مثل لکه ننگ بود برام…همینجا هم با ضمانت آقا سید بود که قبول کرد بدون در نظر گرفتن رشته تحصیلیم که هیچ ربطی به این شغل نداشت استخدامم کنه…

شایدم تقصیر خودم بود که در جواب اون همه اصرار رستار برای اینکه پیشش کار کنم جوابم یه کلمه بود…نـــــه!!!

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست