خانه » رمان » آتش شبق

رمان آتش شبق

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

1167

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان آتش شبق

حتما مطالعه شود!

پیش از شروع داستان “آتش شَبَق” لازم دونستم توضیحات مربوط به موضوع رمان رو در چند سطر براتون بیان کنم. خواهشمندم قبل از شروع رمان حتما مطالعه کنید.

رمانی که اکنون میخونید در مورد جامعه بزرگ bdsm است. 

تا مادامی که حدود روابط bdsm به طرفین آسیبی نرساند و قابل کنترل باشد صحبتی در موردش نخواهیم کرد و تنها به عنوان انتخاب رهایش میکنیم

اما اگر از حد مجاز و خصوصی خود گذر کند دیگر به عنوان یک گرایش شناخته نمیشود. ( رمان آتش شبق )

یعنی زمانی که منجر به اسیب فردی و اجتماعی چه در مقوله ی روانی چه اجتماعی ،بشود آنگاه برای روان شناسی و آسیب شناسی اجتماعی و روانی جای بحث دارد.

اما نکته ی مهم این گرایش اینه که bdsm تنها آن حد و حدودی که در فضای مجازی و یا سرچ های اینترنتی میبینید نیست!

بلکه گاهی در زيرپوست خیلی از اخلاقیات پنهان میشه.

*

Bdsm مخفف چند کلمه است :

Bondage به معنی مهاربندی- discipline به معنی نظم.

Submission & dominance به معنی سروری/ بردگی جنسی

Sadism & masochism به معنی سادومازوخیسم

ریشه اصلی این نوع گرایش به دو نوع اختلال روانی مرتبط میشه : ( رمان آتش شبق )

1-سادیسم

2-مازوخیسم

علت بروز این نوع گرایش در انسان ها مثل سایر آسیب ها و اختلالات روانی دارای ریشه است.

و خبر خوب اینکه قابل درمان هست! حتی گاهی با روش هیپنوتیزم خیلی زود و در کوتاه ترین زمان درمان خواهد شد.

 مهم ترین نکته قابل اهمیت این است که انتظار دارم مخاطب من با خوندن این رمان دست از قضاوت رفتاری کارکترها بردارد و باید و نبایدهای هنجاری را کنار بگذارد و تماماً ذهنیت خود را به روند اتفاقات و شناسایی و آگاهی گیری رمان بدهد.

این رمان در وهله ی اول برای آگاهی شما نوشته شده و هیچ منافاتی با دین و مذهب و عقاید و نژاد و انتخاب سب‌ زندگی شما ندارد.

من در اکثر رمان ها این را خاطرنشان میکنم که همه ی افراد ساکن روی کره ی زمین تا حدودی دارای اختلال و آسیب ها هستند

و هیچ انسانی در امنیت روانی و اجتماعی کامل نیست مگر به استثنا که آن شخص  در تمام علوم انسانی کامل هست.

هیچ وقت برای شروع دوباره دیر نیست چرا که انسان اشرف مخلوقات است… ( رمان آتش شبق )

*

قسمتی از رمان آتش شبق

بنگاهی باز یه نگاه به سرتاپام انداخت و گفت:

-واسه خودت میخوای؟

-بله.

-پدر و مادرت کجان؟

-شما چرا منو بازجویی میکنید؟ اگر خونه ای همراه با همخونه ندارید بگید من یه جا دیگه برم.

باز دقیق تر نگام کرد:

-تو ایرانی هستی؟

با دندونای روهم و انگشتامو که کنار فکم از هم باز کرده بودم با حرص گفتم:

-آآآآآآهّ

This stupid guy is going so far ( رمان آتش شبق )

( دیگه شورشو درآورده، مرد خل و چل! ) تا خواستم از بنگاه بیرون بیام همکارش سریع گفت:

-شجاعی چرا چونه میزنی؟ برای طرف مهم نیست که بفرست…اینم مثل اوناست.

دکتر یه چیزی میدونست که اُرد داد ما نادون بودیم بعدشم مگه نگفت همخونه ترجیحا خانم باشه؟

ما بهش خندیدیم ولی این چندمین متقاضی میشه که اومده؟

از بنگاه بیرون اومدم و همون که شجاعی خطابش کرده بود دنبالم دویید:

-خانم…خانم من یه مورد دارم البته اگر مشکلی نباشه.

خونه ی یه آقای دندونپزشکی هست که براش مهم نیست همخونه زن یا مرد باشه…به ما سپرده میخوای بری ببینی؟

-شما سوال نمیکنی؟

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست