خانه » رمان » آلبالوی شیرین

رمان آلبالوی شیرین

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

593

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان آلبالوی شیرین

نیاز دختر جوونیه که از بچگی مورد آزار و اذیت پسر عموش خشایار قرار گرفته. با آمدن میثم به زندگی نیاز تهدیدهای خشایار شروع میشه و زندگی اونو سراسر آشوب می کنه. تا اینکه با یک رسوایی بزرگ نیاز ترجیح میده از خونشون فرار کنه.

قسمتی از رمان آلبالوی شیرین

ژانویه  ۲۰۱۷ (لندن)

پرده ی خاکستری کنار رفت. نگاه نمناکم به سمتش خیره شد.

لبخندی به رویم زد و با نگاهش منتظر کسب اجازه از من ماند.

–       میشه بیام نزدیک تر؟

حرفی نزدم

با دیدن ظرف غذا در دستش تازه یادم آمد از دو روز پیش چیزی نخورده ام.

– گرسنه ت نیست؟

فارسی را با لهجه ی انگلیسی ادا می کرد. می خواستم بگویم از تو و هم جنس هایت وحشت دارم. به من نزدیک نشو

نمی توانستم حرف بزنم. چیزی مانند حناق در گلویم گیر کرده بود.

خم شد و ظرف غذا را روی کف پارکت اتاق گذاشت و با احتیاط سمتم هل داد.

– چیزی خواستی به ژانت بگو

ژانت دختری همسن و سال خودم بود که در قسمتی از فروشگاه بزرگ طبقه ی پایین، لوازم آرایش زنانه می فروخت. از همان بدو ورودم حس خوبی به او داشتم و این را حتی او که مالک این اتاق و آن فروشگاه بود می دانست.

– اگه می خوای اینجا بمونی اول باید زنده بمونی. زنده موندنتم به شرط غذا خوردنته

رک حرف می زد. بنظر می امد با اینکه سالهاست در لندن زندگی کرده خلق و خوی تعارف ایرانی ها را از خاطرش برده است.

با لبخندی رفت و پرده ی خاکستری را پشت سرش افتاد.

خودم را به جلو کشیدم تا ظرف غذا را بردارم.

باید کم کم به این سرزمین بیگانه خو می گرفتم.

*

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست