خانه » رمان » ازدواج سیاه

رمان ازدواج سیاه

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

1400

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان ازدواج سیاه

امیر حسین مردی مستبد و جدی که توسط همسرش که توانایی بچه دار شدن رو نداره، برای ازدواج دوباره تحت فشاره. فقط هم با کسی که مادرش برای اوی انتخاب میکند.
و انتخاب نهایی کسی نیست جز دختری خوشگذران و شیطون به اسم یلدا پرنیا که بعد از فوت مادرش مجبور به زندگی با پدر بی مهرش و دو زن پدرش شده..
اما هیچ چیز اونجور که به نظر میاد نیست، رازهای زیادی پشت این ازدواج هست که کم کم برملا میشه…

قسمتی از رمان ازدواج سیاه

سرم گیج می رفت اما صدای خنده هام لحظه یی قطع نمی شد.

-واوو بنی ببین ارتفاع رو..بپرم؟

بنیامین که مثل من‌سر حال خودش نبود با خنده گفت:

-بپر آره..

چشم هام‌رو محکم‌روی گذاشتم و جیغ زدم‌ “چشم” خم شدم که دستی از پشت هودی سفید رنگم رو چنگ زدم و به سمته خود کشید.

جشم باز کردم، چهره ی عصبی و قرمز شده ی میلاد رو که دیدم قهقه زدم.

میلاد عصبی گفت:

-داری چه غلطی می کنی یلدا؟ بنیامین شعور نداری نه؟

بنیامین خندید و از پشت خودش رو روی کاپوت ماشین انداخت.

-شعور چیه اصلاا..

دانلود رایگان رمان ازدواج سیاه pdf – دانلود رمان های راضیه درویش زاده – کتاب های داستان عاشقانه

به حرف بی معنیش قهقه خنده ی زدم.

-اوف میلاااد سرم دارم میترکه چی دادی به….هی هی دستمو کندی ولم کن کجا میبری منو؟

میلاد با غیظ غرید:

-خفه شو، سوار شو یالا..بچه ها ما می ریم آیناز تو هم بدو سوار شو سریع..

سعی کردم بازومو از دستش بیرون بکشم.

-ولم کن من‌نمی خوام بیام.

-گفتم خفه شو یلدا، دو دیقه دیگه مامور می ریزن اینجا اونوقت حاج رضا خودش با دستاش کفنت میکنه.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست