خانه » رمان » اوشیدا

رمان اوشیدا

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

1386

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان اوشیدا

آویشن دختر تنها و سختی کشیده ای که از سر بی پولی و بی پناهی دنبال کار می گرده و این وسط کسی بهش پیشنهاد میده که به خاطر حقوق خوبش نمی تونه قبولش نکنه.
ولی خبر نداره صاحبکار اصلیش همسر سابقشه که بعد از پنج سال اومده تا انتقام بهم خوردن ازدواجشون و ازش بگیره…

قسمتی از رمان اوشیدا

-آویشن؟! اینجا چرا نشستی؟!
با صدای متعجب آوند سرم و از رو زانوهام برداشتم و سعی کردم لبخندی رو لبای یخ زده ام بنشونم. اونم انقدر کمرنگ بود که تو این تاریکی هوا محال بود به چشم آوند برسه.
-سلام داداش!
-سلام! میگم اینجا چرا نشستی؟ چرا نرفتی تو؟
از جام بلند شدم و دستی به پشت مانتوم کشیدم.

دانلود رمان دوشیزه
-انگار نیست سمانه!
-نیست؟ مگه میشه؟ کجا رفته؟

-سمانـــــه؟ کجایی تو؟
به ثانیه نکشید که سمانه جلوی در ورودی ظاهر شد و من بهت زده سر جام موندم!
-اینجام! داد چرا میزنی؟
بعد نگاهی بهم انداخت و با بی تفاوت ترین لحن ممکن گفت:
-عه! تو کی اومدی؟

دانلود رمان دوشیزه
خیره تو چشماش با اخم گفتم:
-یه ساعتی میشه.
صدای آوند از پشت سرم اومد:
-پشت در مونده تو این سرما. کجا بودی که در و باز نکردی؟
مثل همیشه زد به در کولی بازی:
-اوه! همچین میگی سرما انگار وسط زمستونیم. یه دیقه پاشدم رفتم حموم، نمیدونستم میخواید شرف یاب بشید وگرنه قبلش حتماً اجازه میگرفتم.

-بیا تو آویشن!

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست