خانه » رمان » باده لعل

رمان باده لعل

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

469

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان باده لعل

راحیل علی‌رغم میل خانواده‌اش با مردی برزیلی ازدواج می‌کند، اما چند سال بیشتر طول نمی‌کشد که شوهرش از گرایش جنسی خود با او صحبت می‌کند و راحیل با حالی بد طلاق می‌گیرد و به ایران باز می‌گردد. برگشتش مصادف می‌شود با دیدن عشق اولش که ازدواج کرده است و…

قسمتی از رمان باده لعل

مشت دستش را روی فرمان ماشینش می‌کوبید و هر از چندگاهی نیم‌نگاهی حواله‌ی من می‌کرد. سرانجام طاقتش طاق شد و با دلخوری گفت:

– راحیل تو سه ماهه ایرانی، اما خبر ندادی. چرا؟

چطور می‌توانستم از آن نحسی و مردم صحبت کنم؟ سرم را به زیر انداختم که داد زد:

– دِ حرف بزن. پس چی شد اون زبون درازت؟

سرم را سمت شیشه چرخاندم. اضطراب و دلهره کل وجود ناتوانم را در بر گرفته بود. نمی‌خواستم با حاجی‌بابا و مامان زهرا رو‌به‌رو شوم. گرچه به شدت دلتنگ نگاه و مهربانی هایشان

بودم، اما توان رویارویی با آن‌ها را در خود نمی‌دیدم. چشم بستم و صدای حاجی‌بابا در گوشم پیچید:

– راحیل بری دیگه رفتیا. از من گفتن بود.

جیغ‌جیغ کنان گفتم:

– حاجی‌بابا بس کن دیگه. بیا رضایت بده تموم شه بره.

صورت پدرم به آنی سرخ از خشم شد و عربده زد:

– دختر تو چطور می‌تونی با یه غیرمسلمون ازدواج کنی؟! پس این همه وقت که واسه تربیتت گذاشتم رو الکی هدر دادم؟

با کلافگی تکانی خورده و چشم در کاسه چرخاندم:

– ببین حاجی، من و لوکاس همدیگرو دوست داریم. اونم خب به هر حال اسلامو قبول کرده. پس تو رو خدا نه نیار و موافقت کن؛ وگرنه مجبور می‌شم خودم اقدام کنم.

حاجی بابا نعره زد:

– قبول کرده؟ اون قبول کردن بخوره تو سرش.

و بعد به سمتم دوید که رفیع او را گرفت و میرغضب فریاد زد:

– ولش کن حاجی بابا. بذار بره گورشو کم کنه از شرش خلاص بشیم. جز بدنامی واسه ما چیزی نداره این دختره.

بغضم گرفته بود. فریاد زدم:

– من بدنامم؟ مگه من چی‌کار کردم؟ ها؟

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست