خانه » رمان » بوسه مرگ

رمان بوسه مرگ

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

512

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان بوسه مرگ

داستان از جایی شروع می شود که آدینه جلالی متصدی بانک، مدارکی ناقص از اختلاس شاهرخ شاخصی معاون بانک، به دست پلیس می دهد.
محمدطاها حق نهاد مامور رسیدگی به این پرونده می شود و چون راهی جز کمک خواستن دوباره از آدینه نمی بیند با بازی دادن وجدان آدینه او را وادار به همکاری می کند. همکاری شومی که باعث می شود شاهرخ و خواهر آدینه (آلاله) عاشق یکدیگر شوند و ماموریت را به خطر اندازند و در آخر با غیب شدن آدینه، همه چیز بهم می ریزد…

قسمتی از رمان بوسه مرگ

-حدس بزنید.
شاهرخ لبخندی زده و کمی فکر می‌کند:
-دوستین با هم؟
آدینه منقلب می‌شود و سردرد می‌گیرد. لب‌هایش را غنچه می‌کند که آلاله می‌خندد:
-آخه من و آدینه هم سن و سال نیستیم.
شاهرخ از این بازی خوشش آمده است.
-فامیلین؟
آلاله می‌خندد:
-دارین نزدیک می‌شین.
-دختر عمو؟
آلاله سر به نفی تکان می‌دهد:
-فقط یه فرصت دیگه دارین.
-دخترخاله؟
آلاله باز هم می‌خندد:
-باختین. من و آدینه خواهریم.
شاهرخ پرحیرت آنها را نگاه می‌کند:
-جالبه! اصلاً شبیه نیستین. منم شاهرخ شاخصی‌ام؛ همکار خواهرتون… و معاون بانک.
آدینه لب‌هایش را روی هم می‌فشارد و مسیر بحث را عوض می‌کند:
-آقای شاخصی، ما همینجاها باید پیاده بشیم. ممنون از زحمتتون.
شاهرخ آهسته ماشین را به کنار خیابان می‌برد و آنها بعد از تشکر و خداحافظی پیاده می‌شود. شاهرخ نگاهی سرسری به عقب ماشین می‌اندازد و متوجه کیف آلاله می‌شود. فوری آن را برداشته و حین اینکه از ماشین پیاده می‌شود، کارتش را داخل کیف آلاله می‌اندازد. به سمت آن دو پا تند کرده و صدایشان می‌زد:
-خانم‌های جلالی!

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست