خانه » رمان » تکتم۲۱تهران

رمان تکتم۲۱تهران

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

1399

ژانر رمان: 

نوع رمان: رایگان (دانلود از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان تکتم۲۱تهران

تکتم فرزند طلاق است و تشنه جرعه‌ای محبت. دختری با دلی پر از آرزو! دلی پر از رنگ اما در ظاهر بی رنگ و بی بال و پر.

وقتی برای پر کردن اوقاتش به فضای مجازی رو می‌آورد، در چت روم با مردی آشنا می‌شود که بال و پرش می‌شود و او را از حصار انزوایش می‌رهاند.

این بین کسی از تکتم خواستگاری می‌کند که….

قسمتی از رمان تکتم۲۱تهران

_ تاب تاب عباسی… خدا منو نندازی…

هولم میدهد. میروم بالا، پایین میآیم. میخندم، از ته دل. حرکت تاب که کند میشود، محکم تر هول میدهد. کیف میکنم. رعد و برق میزند، انگار قرار است باران ببارد. اما من نمیخواهم قید تاب بازی را بزنم، انگشتان کوچکم زنجیر زنگ زده تاب را میچسبد و پاهایم را روی زمین میفشرم. کشان کشان پاهایم را به عقب میبرم، سنگ ریزه های زیر کتونی هایم خش خش میکند. خوب که عقب میروم به ناگه خود را رها میکنم و تاب میخورم، هی تاب میخورم و…

_ تاب تاب عباسی، خدا جونم چه نازی

تاب تاب عباسی، خدا منو نندازی

اگه منو میندازی، بغلِ…

ناگهان میافتم روی زمین، زانو هایم درد میگیرد. لولای قدیمی تاب قیژقیژ صدا میکند، چرا کسی برای بلند کردنم نمی آید؟ بغض میکنم. انگار که تاب هم خواسته بود مرا از رویایی که برای خود ساخته بودم به بیرون پرت کند. نه کسی هولم میدهد، نه کسی بغلم میکند.  

قطرات باران محکم بر گونه های سردم سیلی میزنند، چرا فراموش کرده بودم نمیتوانم مثل تاب دادن خودم، تن خسته ام را خود  در آغوش بگیرم و تصلایش دهم؟!

“کاش می شد برای ساعتی مُرد

آن وقت است که میفهمی

چه کسی از نبودت دق میکند

 و چه کسی ذوق!

دلم ساعتی مردن میخواهد…”

 (حسین پناهی)

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست