خانه » رمان » خواب و بیدار

رمان خواب و بیدار

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

1095

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان خواب و بیدار

#

قسمتی از رمان خواب و بیدار

از جا بلند شدم نمیشد بیشتر از این تماسای زانیارو رو بی‌جواب بذارم ، تا ترانه جون سرشو خم کرد و گونه‌ی بابارو بوسید سریع گفتم :
– من برم تو اتاقم … شبتون بخیر.

ترانه جون لبخندی زد و گفت :
– برو عزیزم شبت بخیر.

– آذین بابا تازه سرماخوردگیت خوب شده فردا نرو کوه ،بمون خونه استراحت کن دوباره بدتر نشی.

لبخندی زدم و گفتم :
– خوب شدم بابایی ، هفته‌ی قبل نرفتم نمیتونم باز بپیچونمشون ،به دوستام قول دادم فردا میام ، اگه نرم دلخور میشن.

بابا مشغول باز کردن دکمه‌های پیرهنش شد و گفت :
– باشه عزیزم خودت بهتر میدونی فقط لباس گرم بپوش که دوباره حالت بد نشه.

– چشم … شبتون بخیر.

هم بابا و هم ترانه جون مجدداً بهم شب بخیر گفتن ، سریع از پله ها بالا رفتم، ویبره گوشیم هنوز توی دستم میلرزید ، تا از پیچ راه پله فاصله گرفتم تماسُ وصل کردم :
– جانم عزیزم ؟

دانلود رمان خواب و بیدار از مریم پیروند

– وای آذین ، آذین تو تموم نقطه ضعفای منو میدونی ،از قصد یه کاری میکنی که منو عذاب بدی آره ؟ چرا جواب نمیدی ؟

خنده‌م گرفت، پسره‌ی لوس و غرغرو.
– پیش بابا بودم نمیتونستم جواب بدم.

– زود بیا اتاقم.

– نمیشه زانی بابا و ترانه‌ هنوز بیدارن تو پذیرائی نشستن دارن حرف میزنن.

مکث کرد و بعد از کمی با عصبانیت گفت :
– آذین عزیزم ، پاشو بیا من منتظرتم.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست