خانه » رمان » دایره جنایی

رمان دایره جنایی

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

1399

ژانر رمان: 

نوع رمان: رایگان (دانلود از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان دایره جنایی

سرگرد ساموئیل پناھی سرپرست تیم جنایی که ھر کدام از اعضای اینتیم از خبره ترین نیروھای پلیس ھستند، با ورود دختری که برای گذروندن حکم معادل زندانش پاش به تیمش باز میشه دچار چالش میشه.

نفس مشفق دختری که به جرم ھک کردن اطلاعات پلیس و نفوذ به سایت نیروی انتظامی دستگیر شده ولی بنا به دستور قاضی و طبق شواھد محرمانه بجای زندان به عنوان متخصص ای تی وارد گروه سرگرد
پناھی میشه و ….

*

قسمتی از رمان دایره جنایی

ساموئیل-صاحب باشگاه کجاست؟
-تو دفتر مدیریت باشگاه نشسته….حالش خوب نیست افت شدید فشار پیدا کرده مامورای اورژانس بهش سرم زدن
هامین-دکتر پزشکی کجاست؟
-نیومده هنوز قربان همراه بازپرس تو راهن
هامین-پس چجوری تشخیص دادید قتله؟
-قربان مدیریت باشگاه که با 110 تماس گرفت و گزارش قتل داد
ساموئیل-صحیح…بریم باهاشون آشنا بشیم
همراه هامین و ستوان زند راه افتادیم سمت مدیریت باشگاه که یه اتاقک شیشه ای مجهز توی نیم طبقه ای بالای بوفه باشگاه بود رفتیم.
مرد قد بلند و عضله ای با پوست برنزه و موهای کوتاه که روی صندلی
نشسته بود و سرمی بهش وصل بود.
تا ما رو دید اومد بلند بشه که هامین بهش زد که لازم نیست و بلند نشه.
هامین-شما مدیر باشگاه هستید؟
-بله من نوید رضایی عضو فدراسیون پرورش اندام ایران و مدیر باشگاه
بدنسازی نوید هستم
ساموئیل- شما جسد سپنتا رو پیدا کردید؟
-بله
ساموئیل-چجوری یه شاگرد زودتر از مربیش میاد باشگاه؟ کلید داره یا با
هم اومدید باشگاه؟
-نه جناب سروان
ساموئیل-سرگرد ساموئیل پناهی هستم و ایشونم همکارم سرگرد هامی
ترکی
من با نگاهی به من هامین ادامه داد:
-عذر می خوام سرگرد…. سپنتا شاگرد نبود و مربی بود و جزو کسایی
بود که چون شاگرد خصوصی داره کلید باشگاه رو داره
هامین-چند نفر کلید دارن
-تقریبا جز من تقریبا 7 نفر دیگه
سموئیل-کیا کلید دارن؟
-سپنتا .. سرایدار..مسئول بوفه و 4 تا دیگه از مربیا
برگشتم روبه ستوان زند و گفتم :
-نام و نشون همشون رو می خوام….دوربین های مداربسته هم بچه های
ای تی چک کردن فیلم ها رو می خوام.
تمام گزارشات بچه های تجسس به همراه عکس و گزارش پزشکی
قانونی و نظر بازپرس تا فردا آماره باشه.
بعد از بررسی صحنه جرم من وهامین قبل از رسیدن پزشک و بازپرس
به سمت کلانتری رفتیم.

*

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست