خانه » رمان » دفتر خاطرات نازگل

رمان دفتر خاطرات نازگل

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: رایگان (دانلود از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

640

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان دفتر خاطرات نازگل

مقدمه رمان دفتر خاطرات نازگل :

تو
هم میتونی پاداش
و هم جزای اطرافیانت باشی
و این معادله بستگی به کارهای توست
اگر یکجا معجزه دیدی یا زمین خوردی
برگرد به قلبت و عملت،ببین کجا انسانیت داشتی و کجا تخطی کردی…

.

خلاصه رمان دفتر خاطرات نازگل :

دفتر خاطرات نازگل درباره زندگی دختری هیجده نوزده ساله است که همیشه در سر کلی رویا و خیال پردازی های رمانتیک داره .

و همیشه دنبال گمشده اش هست تا براساس یک اتفاق درگیر یک تعارض میشه و برای نجات آینده اش اقدامی میکنه که تمام ورق های زندگیش برمیگرده .

اما این اقدام چی بود و با کی بود و در رمان بخوانید…

قسمتی از رمان دفتر خاطرات نازگل

پرستار-مریض نیاز به استراحت داره
ابرش-حرومت بشه خونی که بهت دادم!
-خون تو؟!..ایدز که نداری؟؟
ابرش با عصبانیت منو نگاه کرد و گفت:
ابرش-اون دهن گشادتو ببند تا نخ و سوزن نیاوردم که بدوزمش!
-آخه تو هم خب..زیادی سرگرمی داشتی،اینطور سرگرمی ها هم خطرناکه
ابرش-باید می گذاشتم بمیری
پرستار-آقا اگر می خوای سر و صدا کنی برو بیرون
ابرش-چطوری عشقمو ترک کنم؟!
-آره عزیزم نری ها،من نمی تونم از تو یه لحظه هم دور باشم!
ابرش-باید پرتت کنم رو مریخ که حتی یک موجود زنده هم اونجا نباشه،تا از تنهایی زجرکُش بشی همونطور که منو زجرکش می کنی..
-بعد روحم میاد سراغت و عذابت می ده
ابرش-آره از توی پست فطرت توقعی جز این نیست
پرستار-شما دو تا واقعا زن و شوهرید؟!واقعا که!
ابرش-زن و چی؟!هع،کی گفته این زن منه؟
پرستار-یعنی چی!؟اگر نسبت نداری اجازه ی …
ابرش-نه زن من نیست
بالشمو با اون یکی دستم پرت کردم تو صورتش و جیغ زدم:
-ابرش!
پرستار داد زد:
پرستار-هیس،ساکت
-اگر بری ابرش،بلای بدتر از ده روز پیش سرت میارم
ابرش نگاهم کرد و گفت:
ابرش-بابا تو روانی ای
-روانیم کردی!

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست