خانه » رمان » رویاهای طاغی

رمان رویاهای طاغی

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان رویاهای طاغی

گلاره زنی بدکاره و بدنام با ذهن و عکس العملی متفاوت هست که در خونه ی زنی بنام” حریر اجاره “کار میکنه ،مردی بنام حمیدرضا مصّر و با تهدید ،

گلاره رو در ازای مبلغی هنگفت برای یک شب اجاره میکنه ،گلاره در طی مسیر میفهمه او پزشک و از یک خانواده سرشناس هست

و مردی محترم اما با رازهای ناگفته وپنهان و مشکوک هست، حمید رضا بعد یک شب به گلاره پیشنهادمیده با او به شهر دیگه ای بره

و باهم زندگی کنند و از این پس اسمش” دریا” باشه ،اما،فکر میکنید چرا؟

پشت تموم این داستان،رویاهای طاغی نشسته ،رویاهایی سرکش و طغیانگر.

قسمتی از رمان رویاهای طاغی

با ضرب شادیُ هل دادم ، بی دلیل از اسمش بدم میومد ، به دلایلی از خودشم بدم میومد ، شخصیت موذی حال بهم زنی داشت، هر کدوم از زن ها یکی مونو گرفته بودند.

حریر جیغ زد : بس کنید دیگه ، اومدیم یه لقمه کوفت کنیم ، باز شما عین سگ و گربه به جون هم افتادید .

شادی – حریر خانم من قبلا هم گفتم منو با این گم و گور یکجا ننداز ، این عوضی مشتری های منو می پرونه ، کثافت سوار میشه انقدر منگل بازی درمیاره یارو پیاده اش میکنه که هیچ ، رفیقشم که به من راضی بوده پسم میزنه .

حریر با حرص طرفم گفت :

– گلاره میندازمت عین سگ بیرونا، برای یه لقمه نون سگ دو بزنی ، من اینجا پول مفت دارم مگه کسیُ نگه دارم ؟! باز رفتید بیرون چس تومن برای من آوردید یه کاری نکن هر خری که اومد اینجا باهات بندازم تو اون اتاق .

شادی – حریر خانم تو با آوردن این زنه تو جمع ما ، بینمون تفرقه انداختی

یکه خورده به حریر نگاه کردم و گفتم :

– با آوردنم ؟!!

حریر با غضب به شادی نگاه کرد و گفت :

– تو الآن هفت ساله داری این جمله رو تکرار میکنی شادی ، واسه من آتیش بیاره معرکه نشو که جای گلاره تو رو از معرکه بیرون میندازم ، همه اتون درب و داغونید ، این احمقِ ولی هیکلش پول سازه .
شادی – باشه دیگه ، شادی لال میشه « زیر لب غر زد : » هفت سال ! هه ! پنج سال رو از کجا قرض میگیری ؟!

*

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست