خانه » رمان » زنانه می تازم

رمان زنانه می تازم

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: رایگان (دانلود از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

1009

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان زنانه می تازم

اینجا خبری از دخترانگی های خود سر نیست…
اینجا عشقی ممنوع که مابین حقیقت و دروغ دست و پا میزند وجود دارد. عشقی که از زنی ۳۱ساله در پسری ۲۴ساله تزریق می شود…
پروانه، زنی که از بند نباید های قبل و‌بعد از ازدواجش فرار می کند و به سمت شخصی میرود که سال ها با رویایش زندگی کرده است…
این حقیقت های اشکار شده، پروانه را به چه تصمیمی میکشاند؟ قبول یا رد!

قسمتی از رمان زنانه می تازم

می تازم!
گاهی زنانه! گاهی مردانه ! گاهی بی دل! گاهی عاشق…
لبریزم… از آرامش ِ وجودت.
پُرم…. از هیبت مردانه ات.
مرد ِ من باش، سوار بر بال ِ سرنوشت ِ من باش.
سواره ی ِ آن اسب ِ سپیدی که در افکارم میبینم، تو باش… تنها تو.
کمی فاصله بگیر، هُرمِ نفس هایت، تا من اندازه ای ندارد.
کُند بیا، دردم تا تو راهی ندارد، نمیخواهم دردم به تو وارد بشود.
میگذاری اندکی، تنها اندکی برایت ناز کنم؟
دلم کمی نازیدن میخواهد.. . بس است تازیدن!
دلم میخواهد موهایم با انگشتهای ِ تو شانه شود… من میخواهم دست هایم با دست های ِ مردانه ی ِ تو گرم شود.
وقتی تو هستی، زمستان معنا ندارد، وقتی توهستی هر چه فصل است بهار میشود.
عطرت هر اخمی را باز میکند، شانه هایِ مردانه ات عاقل را دیوانه میکند، دیوانه ای مجنون وار.
می مانم…!
برای ِ داشتن ِ نگاه و تپشِ قلبت میتازم..!
میتازم…!
گاهی زنانه! گاهی مادرانه! گاهی بی دل! گاهی عاشق…

*

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست