خانه » رمان » زندگی غیر مشترک

رمان زندگی غیر مشترک

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

1390

ژانر رمان: 

نوع رمان: رایگان (دانلود از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان زندگی غیر مشترک

من و تو اجتماع هم نبودیم … چه رسد به اشتراک!
فرد هم نبودیم … چه رسد به زوج!
هیچ بودیم… نه جفت.
اما….
پشت ستون اجبار تو را دیدم
در پرتوی نفس بریده ی عادت
زیر سایه ی ارزوی تکامل
در اغوش بی عشقی
در پناه سقفی از جنس عهدی مقدس
که نمیشد شکست
پیوند خوردیم.
اشتراک من و تو تنها زندگی است … زندگی!!!

قسمتی از رمان زندگی غیر مشترک

بلوط ارام گفت: ونداد…
انقدر اهسته که حتی خودش هم نشنید.
ولی ونداد ایستاد.
ارام گفت: بله؟
جانم… جانم… الان باید میگفت جانم…
بلوط اب دهانش را فرو داد وگفت: میشه با هم حرف بزنیم؟
ونداد صورتش خسته بود.همان حالت همیشگی اما خسته…
ونداد: بّ بّ بّ بذار برای فردا…
بلوط کمی جا به جا شد وگفت: میشه الان؟
ونداد مسکوت به او خیره شده بود.
بلوط نفس عمیقی کشید وگفت: تا صبح خوابم نمیبره…
ونداد: چرا؟
بلوط سرش را پایین انداخت.
ونداد جلو امد و رو به رویش قرار گرفت وگفت: چی شده؟
اب دهانش را فرو داد.
با صدایی که کمی گرفته بود گفت: اون مزاحممه…
ونداد: من ازت نپرسیدم…
بلوط :من میخوام توضیح بدم…
ونداد: هر جور رّ رّ رّ رّ راحتی… و منتظر نگاهش کرد.
از این عبارت بیزار بود…. از این جمله متنفر بود…. حتی اگر این را کوروش هم میگفت از این جمله دلش میگرفت.
بلوط زیر نگاه ارام و منتظر او نفس عمیقی کشید وسرش را پایین انداخت و افزود: خیلی وقته که مزاحممه…
ونداد: چّ چّ چّ چرا زودتر بهم نگفتی ؟
بلوط نفس بغض داری کشید وگفت: فکر نکردم مهم باشه …

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست