خانه » رمان » شاه دلم

رمان شاه دلم

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

1399

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

535

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان شاه دلم

سمن دختری جوان که دل در گروو پسری بسته، این در حالیه که در بین خانواده ش رسمِ ازدواج خانوادگی رسمه جدی و محکمیه.. و بنا به رسم باید با پسر خاله ش که دختر کوچیکی دارد ازدواج کند…

قسمتی از رمان شاه دلم

روز های اواخر پاییز می گذشت و هوا هر روز سردتر می شد، امروز را هم آسمان با باران شروع کرده بود. صدای نم نم باران در خلوتی خیابان با صدای ماشین هایی که از بزرگ راه در حال عبور بودند هم‌ آمیخته بود.
هوای دل دخترک همانند آسمان تیره روز و ابرهای سیاه گرفته بود، قدم هایش را آرام‌برمی داشت دستش دور میله ی فلزی چتر مشت تر شد کم کم دستش خسته شد و چتر را بی حوصله بست و بی استفاده در دست گرفت. حالا باران نم‌ نم به سر و صورتش می خورد تا یادش بود هیچ وقت از باران خوشش نمی آمد، دلیل این بیزاری برمی گشت به روزی که صدای شیون و ناله ی اهالی خانه را در خواب شنیده بود آن روز هم باران می بارید تمام شب را از ترس رعدو برق خوابش نبرده بود دم‌ دم های صبح بود که به خواب رفت و درست یک ساعت بعد صدای جیغ اهالی خانه را شنید از اتاقش که خارج شد صدای جیغ و گریه بیشتر شده بود! رمان شاه دلم

آن‌ روز هیچ وقت یادش نمی رفت روزی که پدربزرگ‌ عزیزش را در حیاط دید همان لحظه که جسم بی جانش وسط حیاط در آغوش پسرش فشرده می شد و باران بی رحمانه به سرو و صورت بی جان پدربزرگش و اشک آلود پدرش شلاق می زد از باران بیزار شد.‌ آن سال و آن باران هم‌درست برای همین اواخر پاییز بود.
صدای بوق ماشینی او را از گذشته بیرون کشید سر چرخواند و به پرادو مشکی رنگی که کنار پایش توقف کرد نگاهی انداخت.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست