خانه » رمان » طغیان

رمان طغیان

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

1399

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

897

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان طغیان

یزدان پسری که از نوجوانی در حجره حاج مهدی کار میکنه، طی اتفاقاتی راز مرگ پدرش رو می فهمه و در صدد انتقام از حاج مهدی در میاد، و درست دست میذاره روی نقطه ضعف حاج مهدی یعنی دختر کوچکش یاس.. که سالهاست پنهانی عاشقِ یزدانِ و….

قسمتی از رمان طغیان

تشر زد:

-با توبودم حنانه!

-خب…خب داداش من…من از کاوه خوشم نمیاد.

ابروهایش در هم رفت.

-کاوه چه خریه دیگه؟ مامان! مامان بیا.

امینه سراسیمه از آشپزخانه بیرون آمد نگاهش را میانِ یزدان و حنانه گرداند.

-چی شده چه خبره؟

با ابرو به حنانه اشاره کرد.

-چی می گه این!

خیلی زود فهمید که حرف در دهان حنانه نماند و مثل همیشه زودتر از موعد حرف را به گوشِ یزدان رسانده، چشم غره ایی به حنانه رفت و در حالی که از دسته حنانه و کارهایش حرص می زد گفت:

-هیچی بابا، این الکی شلوغش می کنه کبری خانوم دیروز سر راهم رو گرفت از عشق و عاشقی پسرش به حنانه گفت…

اسم پسرِ کبری خانوم که وسط آمد قبل از اتمام جمله ی امینه یزدان میان حرف مادرش پرید.

-خب بی خود کرده پسره یک لاقبا، قدِ نیم وجبیش به حنانه می خوره یا قیافه ی خط خوردش! بیخود، بیخود اگه قول قراری گذاشتی همین الان یا زنگ بزن یا چادر سر کن برو در خونه اش بگو پسرم گفته نه!

آروم به صورتش زد و با ناراحتی از حرف ها و عیب هایی که یزدان روی کاوه گذاشته بود گفت:

-اِ وا مادر خوبیت نداره در موردِ جوون مردم اینجوری حرف بزنی، خب حنانه هم دختر جوونیه برای دختر دم بختم عرفه خواستگاره بیاد.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست