خانه » رمان » عشق و سنگ جلد ۱ و ۲

رمان عشق و سنگ جلد ۱ و ۲

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: رایگان (دانلود از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

1193

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان عشق و سنگ جلد ۱ و ۲

داستان از اونجایی شروع میشه که یسنا به همراه دوست صمیمیش آیلین توی دانشگاه شهر دیگه قبول میشن..

ولی با مخالفت شدید خانواده ها برای رفتنشون مواجه میشن ولی بلاخره اونا رو راضی میکنن ولی به یک شرط…

اینکه برن توی خونه ی پسر عمه ی آیلین زندگی کنن…یسنا و آیلین هم قبول میکنن ولی زندگی توی اونجا سرنوشت همشونو تغییر میده و …

مقدمه رمان عشق و سنگ جلد اول :

تورا دوست دارم و به همه خواهم گفت
به نیمی که گذر کرد به شب
به شبهایی که درخشید یه شب
به شب و روشن و پاک و به سپیدار بلند
به پرستو که غمگین ترک کند لانه خویش
به همه خواهم گفت
به شرابی که به پیمانه ی تو میرقصید
و تو را مست کند شب همه شب
من به هر کوچه که تو میگذری
کوچه هایی که پر از خاطره هاست
و به همه خواهم گفت
تو را دوست دارم.

 

قسمتی از رمان عشق و سنگ جلد ۱ و ۲

_ هنوز جملم تموم نشده بود که آیلین گفت
آیلین- یسناااااااااا…
منم لبخند دندون نمایی زدمو گفتم
-جوووووووووووووونم.
آیلین اومد جلوترو در حالی که از کنارم رد میشد گفت
آیلین- درستت میکنم.
و رفت به سمت در که سریع به سمتش برگشتمو گفتم
-کجا میری؟
آیلین همونطور که به سمت در میرفت بدون این که برگرده گفت
آیلین- سرمش تموم شده میرم پرستارو صدا بزنم.
و رفت بیرونو درو بست. به سمت ارسان رفتمو بالا سرش وایستادمو گفتم
-بهترین؟
اونم با حرصی که کاملا از لحنش معلوم بود گفت
ارسان- به لطف شما عالی.
ابروهامو بالا انداختمو گفتم
-میشه بگید الان با چی مشکل دارید شما؟
ارسان- آره.. با .. با..
حرفشو نصفه گذاشت و پوفی کردو سرشو برگردوند.
-چرا حرفتونو کامل نمگید؟
ارسان با اخم سرشو به سمتم برگردوندو گفت
ارسان- برای چی اینقد با مهرداد گرم میگیری؟
-مشکلیه؟
ارسان- حتما هست که دارم میگم.
دستامو توی خودم جمع کردمو گفتم
-میشه بگید چی؟
ارسان- اشکلاش دیگه به خودم ربط داره….. دیگه باهاش گرم نمیگیری.
پوزخندی زدمو گفتم
-ببخشید ولی انگار باید بهتون برای بار هزارم یادوری کنم که اولا شما حق ندارین تو کارای من دخالت کنید و دوما شما هیچ نسبتی با من ندارید که برام تعیین تکلیف کنید…
با این حرفم ارسان شونه ای از روی بیخیالی انداخت بالا و گفت
ارسان- هرجور میلته خانم ولی…
توی چشمام زل زدو با جدیت خیلی زیادی گفت
ارسان- عواقبش پای خودته.

.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست