خانه » رمان » علاج

رمان علاج

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

1400

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان علاج

ساره مربی رقص موفق و استاد دانشگاه پر آوازه‌ و موفقیه که از تمام مردها فراریه و با هیچ مردی ارتباط برقرار نمیکنه تا اینکه با وداد آشنا میشه… مردی که از خودش پنج سال بزرگ‌تره و علی‌رغم پس زدن‌های متداول ساره همچنان اصرار نزدیک شدن به اون رو داره و…

قسمتی از رمان علاج

– بفرمایید بشینین.
کنار ناخن های همیشه کوتاه دستم رو با دست دیگه به بازی گرفتم و نگاهم رو داخل دفترِ نه چندان بزرگی که واردش شده بودم گردوندم. یه محیط تقریبا پنجاه متری که با وجود درهای مختلفش واحد صد متری‌ای به چشم می‌اومد. نگاه جزئی نگرم با وجود بی حوصلگی و خستگی زیاد دورتادور دفتر رو رصد کرد… دور تا دور میزهای قهوه ای رنگ چیده شده بود و یک دست مبل با چرم قهوه‌ای وسط سالن به چشم می‌خورد. میز‌های مشاورها با شیشه محافظت شده بود و چیزی از پشتش دیده نمی‌شد. روی دیوار بزرگ با رنگ رنگ طلایی عبارت املاک یاقوت به چشم می‌خورد.
زِل آفتاب و اون وقت از روز هیچ‌کسی داخل دفتر نبود و هیچ صدایی هم به گوش من نمی‌خورد. حتی چراغ ها هم به طور کامل روشن نبود. فضا تاریک بود و ابری بودن هوا این مسئله رو تشدید می‌کرد.
– بفرمایید خانم سرپا نایستید من در خدمتتونم.

دانلود رمان علاج به نویسندگی نازنین محمدحسینی – رمانس عاشقانه فارسی – کتاب داستان جدید ایرانی و خارجی – persian novel – باغ استور
یک نگاه گذری به صورتش انداختم و بعد کاغذ همیشگی‌ام رو از جیب مانتوی سیاه و ساده‌ام در‌آوردم و روی میزی که پشتش نشسته بود گذاشتم. حدود بیست سی تا از این کاغذها هنوز ته جیبم داشتم. کاغذ هایی که عبارتی مشخص و یکسان روش نوشته بودم و هر بار جای جدیدی می‌رفتم روی میز مقابل می‌ذاشتم. راستش بعضی هاشون اول کار فکر می‌کردن مشکل گفتاری یا شنیداری دارم. گاهی هم پیش اومده بود سعی می‌کردن با نوشتن جوابم رو بدن ولی این یکی فقط چشم هاش رو انداخت توی چشمام و هیچی نگفت.
حرفی نزدم و خواستم سرم رو برگردونم که از جاش بلند شد. دل خوشی نداشتم از امثال اون‌ها… به خصوص که تا شرایطت رو می‌فهمیدن هزار و یک نوع رفتار عجیب و غریب ازشون سر می‌زد. البته که این مسئله فقط به قشر خاص مشاورین املاک مربوط نبود. فقط به واسطه‌ی فهمیدن شرایط من این مسئله بینشون بیشتر بود.

***

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست