خانه » رمان » غم دنباله دار من

رمان غم دنباله دار من

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

1398

ژانر رمان: 

نوع رمان: رایگان (دانلود از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان غم دنباله دار من

گاهی ناامید و خسته، جایی از زندگی ایستاده‌ایم، که گمان می‌کنیم این پایانِ راه است و پایانِ ما…
در حالی که این برهه‌ی تلخ از زندگی، نه‌تنها یک پایان نیست، بلکه آغازیست برای یک زندگیِ بهتر، و سرنوشتی زیباتر…
تا جایی که بعدها با خودمان می‌گوییم… کاش خیلی پیش‌تر از این‌ها، این پایان و آغاز دوباره را تجربه می‌کردم… خیلی، خیلی، پیش تر… .

*

قسمتی از رمان غم دنباله دار من

زرشک پلو با مرغ غذای مورد علاقه‌ی امیر را روی میز گذاشتم و درحالی که میز را چک می‌کردم، بلند صدایش زدم.

– امیر جان، بیا شام حاضره.

بدون این‌که جوابی از او بشنوم به طرف یخچال رفتم و سالاد و نوشابه را هم برداشتم، آن‌ها را روی میز گذاشتم و نگاهی کلی به میز انداختم، همه چیز عالی بود.

به طرف اپن رفتم، توی حال سرک کشیدم و به امیر که روی مبل لم داده بود نگاه کردم. دست‌هایش را پشت سرش قلاب کرده و پاهایش را هم روی میز گذاشته و مشغول تماشای تلویزیون بود.

– امیر مگه با تو نیستم! بیا شام بخور.

و با حرص ادامه دادم.

سایت دانلود رمان غم دنباله دار من – به نویسندگی زهرا مرادی – رمان نویس

– تو باز پاهاتو روی میز گذاشتی؟ زبونم مو درآورد امیر، خسته شدم دیگه، چند هزار بار بگم از این کار بدم میاد؟

پاهایش را آرام از روی میز برداشت و با خنده به طرفم برگشت.

– عزیزم منم چند هزار بار بگم که از این کار خوشم میاد؟ اذیت نکن دیگه، تو ازم جون بخواه من نه نمیگم، ولی جان من این یه قلم و فاکتور بگیر غزل.

در حالی که سعی می‌کردم به لحن بامزه و دوست داشتنی‌اش نخندم، با چشم‌غره دوباره به صرف شام دعوتش کردم. نگاهم را از او گرفتم و به طرف میز رفتم. صندلی را عقب کشیدم و به محض نشستن، به‌به و چه‌چه گویان به آشپزخانه آمد و روبه‌رویم نشست. درحالی که برای هردویمان برنج می‌کشیدم، اومِ کشداری گفت و قاشق و چنگالش را به دست گرفت.

– به‌به غزل خانم چه کرده، دست گلت دردنکنه.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست