خانه » رمان » فرشته بودیم

رمان فرشته بودیم

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

1400

ژانر رمان: 

نوع رمان: رایگان (دانلود از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان فرشته بودیم

سحر به ناچار از رابطه ای ناخواسته با همکاری مادرش به شهر دیگری می گریزد و تصمیم می گیرد زندگی جدیدی آغاز کند.

غافل از آنکه افرادی ناخواسته او را به زندگی گذشته و اتفاقی که از آن فرار کرده است، سنجاق می کنند.

آنچه که سحر به درستی درک می کند پیام خداست که از طریق فرشته های زمینی اش به او می رسد.

قسمتی از رمان فرشته بودیم

سحر

حفظ آرامش برای من کار سختی نبود. تمام روزهایی که زندگی کرده‌ام یاد گرفته‌ام خودم را کنترل کنم،

چون می دانستم عصبانی شدنم نتیجه ای در پی ندارد.

اما حالا باید نقاب آرامشم را کنار بگذارم. اینجا و در این مرحله از زندگی ام آرامش تاثیری نخواهد داشت.

آقای امینی حقیقت تلخ زندگی ام را بر سرم می کوبد:

– خواهر من، شما نه مدرک تحصیلی درست و درمونی دارین و نه شرایطی که بتونین کار یَدی انجام بدین.

باز همان حرف های تکراری. انگار خودم نمی دانم. من هم در نظر می گیرم او چیزی نمی داند و حرفهای قلبم را تکرار می کنم:

– شما همین چند دقیقه قبل به منشی تون گفتین پرستار بچه…

حرفم را قطع می کند:

– چرا باز حرف خودتونو می زنین؟! این بچه سندروم داون داره و شما با این درد…

 تلفن روی میزش زنگ می خورد. کلافه نفسی فوت می کند و تلفن را بر می دارد.

به او نگاه می کنم. می دانم جوابی ندارد که به من بدهد.

اما اگر از اینجا قهر کنم، باید کجا بروم؟ تماسش که خاتمه می یابد، چند ثانیه بی حرف به یکدیگر نگاه می کنیم. آه می کشد:

– شما برید خونه. موردی پیش بیاد که مناسب شرایط شما باشه تماس می گیرم.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست