خانه » رمان » فنا

رمان فنا

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

1397

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

740

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان فنا

سورنا جوانی سی ساله که بیست سال پیش خواهرش را زمانی که می خواسته فرزند نامشروعش را سقط کند از دست می دهد.
سالها بعد سورنا با دختری به اسم حنا اشنا می شود که پای او را به گذشته ی خواهرش باز می کند و باعث انتقامی دیرینه می شود.

قسمتی از رمان فنا

اسکناس کهنه ی پنجاه تومانی را از کیف دستی مشکی رنگش بیرون می اورد و به طرف آسیه بوفه دار مدرسه می گیرد.
_دوتا ساندویچ کتلت
اسیه سر تکان می دهد و دستش برای گرفتن اسکناس جلو می اید.
_یکی رو خیار شور نذاریا.
آسیه لبخند کجی می زند و مقنعه اش را جلوتر می کشد.
_می دونم سوگند خیارشور دوست نداره. لازم نیست هروقت میای تکرار کنی.

_به به فرزانه خانم مادر ریاضیات کلاس
و با نغمه شروع به خندیدن می کند. فرزانه با همان اخم نگاه از ان ها می گیرد و جوابشان را نمی دهد.
مهسا که بی توجه ایش را می بیند بی خیال می شود و رو به اسیه می کند.
_دوتا از همبرگر همیشگیت. پرو پیمون باشه ها
و از گوشه ی چشم به چهره ی درهم فرزانه چشم می دوزد.
_حاضریم پول کتلت بعضیا رو هم حساب کنیما.

_خفه شو
اسیه مداخله می کند:
_اروم تر. اینجا که جای دعوا نیست.
مهسا شانه بالا می اندازد.
_می بینی که بعضیا زود وحشی بازی در میارن
فرزانه سمت مهسا قدم برمی دارد.
_یه بار دیگه تکرار کن و ببین چطوری گیساتو می کشم و دور حیاط می چرخونمت.
اسیه عصبی می شود.
_بسه فرزانه

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست