خانه » رمان » قلب دیوار

رمان قلب دیوار

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

1399

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

1092

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان قلب دیوار

آمده بود برای احقاق حقی که سال‌ها پیش از او دریغ کرده بودند.

آمده بود پدرش را ببیند و محبتش را پس بگیرد.

ولی همه چیز‌ با تصوراتش فرق داشت.

زندگی دختر آزاد و بی‌قانون آمریکایی حالا با بند قوانین مذهبی محدود می‌شد.

ولی او به همین آسانی مهار نمی‌شد.

سبک زندگی‌اش را به صورت مخفی ادامه می‌داد و دور از نگاه پدرش،

به قرارها و روابط مخفیانه‌اش می رسید و از این بابت ذره ای احساس گناه نمی‌کرد.

تا اینکه با کسی روبرو شد که نقطه مخالف این تفکر بود…

*

قسمتی از رمان قلب دیوار

گاهی وقت‌ها بعضی اتفاقات دست خود آدم است. این که یک گوشه بنشینی و فقط آه و ناله کنی و منتظر قسمت و تقدیر بمانی فقط از یک آدم تنبل و بی خاصیت برمی‌آید که بدبختی و بدبیاری حقش است.

من رکود را پذیرفته بودم.

این که بنشینم و ببینم که چطور اطرافیانم پیشرفت می کنند یا زمین می‌خورند.

تازه نظر هم می‌دادم که وقتی می‌دانی ممکن است موفق نشوی چرا چنین ریسکی کردی؟

دست خودم نبود. خانواده‌ام مرا این‌طور بارآورده بود.

فرزند ارشد بودنم موجب شده بود اینطور فکر کنم که همینقدر که فرزند بی‌حاشیه و حرف گوش‌کنی هستم و از شیطنت های گذشته ام فاصله گرفته ام، برای والدینم کافی است.

شاید بزرگترین خلاف سنگینم نگه داشتن دوستی ام با لیلی کامیار بود.

خوب که دقت می‌کنم با خودم می‌گویم هر کس در زندگی‌اش به یک لیلی نیاز دارد تا او را ریسک پذیر کند و به سمت کشف تازه‌ها ببرد.

حالا که روبه‌روی فلافلی علیرضا ایستاده‌ام با خودم فکر می‌کنم اینجا آمدنم به چه دردی می‌خورد وقتی می‌دانم که به هیچ دردی نمی‌خورد؟

جمله‌بندی‌ام هم ایراد دارد که دارد!

تاکسی جلوی پایم ترمز می‌زند. بی‌توجه به اشاره سر راننده، دستی تکان می‌دهم که یعنی “برو”.

بعد دم عمیقی می‌گیرم و وارد فلافلی می‌شوم. با دیدنم گل از گلش می‌شکفد.

– احوال پری خانوم. از این ورا؟

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست