خانه » رمان » قلمرو سرگردانی

رمان قلمرو سرگردانی

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

1399

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

1084

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان قلمرو سرگردانی

ژینا دختریه که بد دلی شکاکی پدرش اثر خیلی بدی روی خانواده و روح و روانش گذاشته.
۴سال دور از خانواده بوده و حالا بعد از ۴ سال برگشته و سعی داره به مادر و خواهر و برادرش کمک کنه.
در این راه مشکلات قدرتمندی جلوش ظاهر میشن

قسمتی از رمان قلمرو سرگردانی

با تشر بابا از افکار نامربوط زیبایی و شباهت دست برداشتم.
“اینجا وایسادی که چی؟ برو تو دیگه!”
هول‌زده سلام کردم و «چشمی» را لب زدم و قدم برداشتم و از کنارش رد شدم که اسمم را صدا زد. بعد از بیش از شش ماه دوری و ندیدن همدیگر این برخورد شاید برای بقیه طبیعی نبود ولی برای من یک برخورد عادی محسوب می‌شد.
“ژینا! برس به مامانت ببین چشه!”
ناخواسته ابروهایم درهم رفت.
“زَ….زدیش؟”

دانلود رمان قلمرو سرگردانی
چشمانش را تیز کرد و قلدرانه و عصبانی فاصله‌اش را کم کرد.
“گفتم برو بهش برس! نگفتم نیومده خودتو نخود آش کن! بدو ببینم!”
چرخید و به طرف در حیاط رفت. دویدم و پله‌ها را سریع بالا رفتم و از همان جلوی در مامان را صدا زدم.
سرک کشیدم. سرش را از پشت کانتر دیدم که روی صندلی نشسته است. در حالی که صدایش می‌کردم وارد آشپزخانه شدم.
“مامان….خوبی؟”
دستش را به کنار شقیقه‌اش گرفته بود و با چشمان بی فروغ و پر آبش نگاهم کرد و «خوبمی» زیر لب گفت. نزدیک‌تر شدم و میزرا دور زدم و دست روی شانه‌اش گذاشتم.

دانلود رمان قلمرو سرگردانی
“چی شده؟ باز سر چی دعوا کرد؟”

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست