خانه » رمان » محکمه

رمان محکمه

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

1399

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

1006

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان محکمه

نفس دختری که بخاطر شرایط زندگیش، با زیبایی خیره کننده ش مردهای پولدار و گاهی زن دار رو به خودش جذب میکنه با اونا صیغه می کنه و بعد با تهدید ازشون پول میکشه، تا اینکه با مردی خشن و جذابی به اسم آریا صدر آشنا میشه..
با هم عقد می کنند بی خبر از اینکه آریا از گذشته ی سیاهش خبر داره و قصدش…

قسمتی از رمان محکمه

به تته پته افتاد.

-آقا…آقا..من..بخدا حرفِ مفت زد.

نفس بی جان تکیه اش را دیوار داد و روی زمین نشست. با نفرت به حامد چشم دوخت.

دروغ هایش را هم خیلی شیک ردیف کرده بود.

آریا در سکوت از جلوی در کنار رفت و با دست به بیرون اشاره کرد. حامد به سرعت با رنگ و رویی پریده و تنی لرزان از عاقبت کارش بیرون رفت.

جدی نیم رخش را به سمته پیمان گرفت.

پیمان جلو آمد و سرش را خم کرد.

-جانم آقا!

-پاداشش رو بده.

پیمان حیرت زده سرش را بالا گرفت. خیلی خوب منظورِ “پاداش” را از حرف آریا دریافت کرد. آریا به مفهوم چیه! سری تکان داد پیمان به سرعت قدمی به عقب رفت.

-چشم امرتون در ساعه انجام میشه.

بیرون رفت و در آهنی انبار را پشت سرش بست.

ماند آریا که نگاه سردش را به نفس دوخته بود، قدمی به جلو رفت نفس به سرعت از جایش بلند شد.

-جلو نیا.

نیش خنده عصبی روی لب های آریا نقش بست قدم بعدی را محکم تر برداشت.

نفس که ترسیده بود از ترس لبخند عصبی زد.

-مثلا میخوای با اینکارات چی رو نشون بدی! دیوونه ایی یا مریض!

-مریض و دیوونه یکی نیستن؟

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست