خانه » رمان » مرد

رمان مرد

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

886

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان مرد

رمان Man با اسم لاتین مطرح میشه تا ایهام اسم به تصویر کشیده بشه ، Man در لاتین به معنی یک مرد است و در فارسی به معنی خویشتن ؛ این رمان ارتباط مستقیمی با هر دو معنی داره…

این رمان بعد ازتحقیق از منابع مختلف نگارش شده و میشه گفت اولین رمانی هست که حداقل در ایران با این موضوع مطرح میشه و هدف اصلی اطلاع رسانی به خوانندگان و روشن بینی و شفاف سازی موضوع است ، هدف از نگارش در سطح دوم عنوان حیاتی این موضوع است که پدیده ی Man تنها یک قدرت و خواست الهی و جهش ژنتیکی ست نه یک گناه و خشم و عذب الهی…

رمان Man شاید می توانست بازتر و زیباتر نگارش بشه اما بدلیل وجود خیلی از قوانین و یا خط قرمزها می بایستی محتاطتر نوشته می شد ، موضوع مطرح شده کاملا شرعی ست و با همت و روشن بینی امام خمینی (ره) افرادی که هم درد با شخصیت اصلی Man هستند می توانند بدون هیچ مشکلی از طرف ارگان های مربوطه تحت درمان قرار بگیرند،

تنها مشکل موجود سوءظن جامعه و عرف مردمی نسبت به این موضوع است… رمان مرد

رمان Man بر گرفته از تخیلات نویسنده نیست بلکه موضوعی کاملا عیان و مهم است که ممکن است هر یک از شما روزی در زندگی خود با آن روبرو بشوید…

خاطرنشان میکنم که این رمان صرفا جهت سرگرمی نگارش نشده ، اطلاعات کاملا با واقعیت صدق می کنند و نتیجه تحقیقات بنده در زمینه مددکاری بخش همیار با T.s و مطرح کردن یکی از آسیب های اجتماعی به فرد مد نظر به علت تعصبات و تاریک بینی جامعه است

و در آخر از صبر و شکیبائی شما به خاطر فواصل زمانی تا نشر مجازی رمان Man نهایت تشکر و تقدیر رو دارم و امیدوارم از لحظه به لحظه رمان لذت ببرید…

قسمتی از رمان مرد

جلوی در خونه ی سبا نوک کفشم ـو به زمین می کوبوندم تا سبا بیاد، قرار بود بریم لباس بخریم.. سبا پنج سال از من بزرگ تر بود ولی خیلی باهم، هم عقیده و مچ بودیم.

سبا با همه فرق داشت با تمام دنیا فرق داشت و همین فرق سبا بود که منجر به دوستی من و اون شد ما تقریبا یه سالی بود که باهم دوست شده بودیم.

انگار در تمام لحظه های زندگیم دنبال کسی مثل سبا بودم وقتی به سبا رسیدم دیگه هیچی برام مهم نبود، حتی اینکه خیلی از دخترا با سبا دوست نمی شدن چون سبا موضع بدی نسبت به دخترا می گرفت.

در اصل با تنها دختری که خوب تا میکرد من بودم. قیافه سبا خاص بود، خاص بودن قیافه اش باعث شده بود که من به سمت سبا کشش خاصی داشته باشم، ظرافت زنانه قیافه اش و ابهت مردانه ی نگاهش باعث این عمل می شد؛  سبا چشمایی مشکی و کشیده داشت و مژه های تقریبا پر پشت و ابروهایی بلند اما نه زیاد پهن و تو ذوق زن، بینی سبا سال قبل تو دعوا شکسته بود، تقریبا سه ماه از دوستی ـمون می گذشت که . . 

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست