خانه » رمان » مرهون

رمان مرهون

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: رایگان (دانلود از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان مرهون

سوده برای فرار از زیاده خواهی و توقعات نامعقول خانواده ش من باب موقعیتی که در آن قرار گرفته،

به پیشنهاد ازدواج طهانی که شناخت کاملی نسبت به زندگیش ندارد جواب مثبت می دهد،

اما با موانع ناپدری اش همه چیز آن طور که می خواهد پیش نمی رود.

و میان تشویش هایی که او را در تنگنا قرار داده، طهان به معشوقه ی سوده آسیب جسمی وارد می کند که شروع دوئلی نافرجام می شود.

*

قسمتی از رمان مرهون

نگاهم روی مامان راحل می نشیند.

دست به پس سر می چسباند و با صورتی که سرخی آن از چشمان متورمش پیشی گرفته‌،

هیکل تپلش را تکان می دهد و از آبرویی که ریخته شد می نالد.

دست روی گردنم می کشم.

نه!خبر از بغضی که میان حنجره ام لانه کند نبود.

طیب از خیرگی های پر غضبش دست می کشد و زیر لب غرلند کنان از جا بلند می شود و با کوبیدن در هال پشت سرش امانی به سر بلند کردن من می دهد.

پچ پچ دخترها اذیتم نمی کرد.

چشم غره های خاله کبری که چاشنی نیش و کنایه هایش می شد،آزارم نمی داد.

تنها فکرم حول این که کارم به تعویق افتاد و مهلت زمانی کمی برای تحویل سفارشات داشتم می چرخید.

ته این ساز و دهلی که به پا کردیم با وجود سخت گرفتن و شروط غیر معقول طیب چیزی جز این نمی شد.

از جا بلند شدم به طرف آشپزخانه رفتم و لیوانی را از کابینت برداشتم و آن را لبالب از آب خنک کردم.

در کشوی کابینت به دنبال قرص های باباتیمور گشتم و در همان حین حضور نظام کنارم با سری خم شده مرا معذب کرد.

برگشتم که سر راهم ایستاد.

-چرا روشن نکردی که تأهلی نداشته؟

ظاهراً کسی که از قایم باشک بازی خوشش آمده بود من نبودم، پس بار توضیح دادن را هم نیازی نبود حمل کنم…

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست