خانه » رمان » مسحور

رمان مسحور

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

1329

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان مسحور

“مسحور” جدال بین احساس و غرور دو نفر ،
از یک طرف دختری که جسورانه بزرگترین بحرانش رو از سر میگذرونه و در مقابلش مردی که باعث این بحران بوده ، مجنون وار دل میبازه و سعی میکنه با بهونه جبران مافات همون بحران، حرف دلش رو به کرسی بنشونه…

قسمتی از رمان مسحور

_من که از قبل بهتون گفته بودم تابستان برنامه دارم و ایران نیستم
_بهار چرا جوری حرف میزنی انگار من عمدا این پروژه رو انداختم گردنت این از بحث همیشه گیمون جداست
_میخوایی بگی نمیتونستی یکی دیگه رو جایگزین کنی
علی به جای جواب تنها جوری نگاهش میکنه که بهار نمیفهمه میتونسته یا نه ، با یک نفس عمیق از جاش بلند میشه و حین رفتن سمت در, رو به رئیس شرکت میگه:
_من میرم الان اونقدر عصبی هستم که جا برای بحث کردن ندارم
علی از جاش بلند میشه و صداش میزنه:
_بهار؟
_بله جناب رئیس
رئیس با کمی مکث که نشون از عصبی شدنش برای لفظی که به کار برده ، میگه:
_شب بیا اونور مفصل راجع بهش حرف میزنیم
بدون حرف دستگیره در رو پایین میکشه و در همون حال ، سری تکون میده و از در میره بیرون.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست