خانه » رمان » مهراز

رمان مهراز

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

1399

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان مهراز

زندگیم با اومدنت قشنگِ تر شد، من شدم ماه تو و تو بهترین من.. و من اینگونه و با این نام آغاز می کنم شروع زندگی جدیدم رو “بهترینِ ماه”

“مقدمه”
راضیه دختری ۲۱ ساله که در گذشته با پسری فرشید نام در رابطه بود و بعد از سختی های که با فرشید داشت؛ این رابطه به جدایی کشیده شد و..
مهرداد پسری ۲۶ ساله، مهرداد درست در سخت ترین زمان زندگی هر پسری که سربازیه، با نامردی کسی که دوسش رو داشت “نگین” رو به رو میشه. نگین در سخت ترین زمان مهرداد رو تنها میزاره..
این داستان، داستان عشقی مهرداد و راضیه س که هر دو بعد از تحمل جدایی یک رابطه نافرجام همدیگرو پیدا می کنند..
حس بین این دوتا هر روز جدی و جدی تر میشه تا اینکه سرو کله ی نگین و فرشید در زندگیشوون پیدا میشه و این باعث چالش های زیادی میشه که باید خووند و دید آخرش به کجا کشیده میشه..

قسمتی از رمان مهراز

با رنگ‌ و رویی پریده از تاکسی پیاده شده آنقدر وحشت زده بود که به کل پرداخت کرایه تاکسی را به فراموشی سپرد، با صدای داد و بی داد راننده برگشت و با گفتن ببخشیدی کرایه را داد و دوباره برگشت طول پارک را با نفس های نامرتب و گلویی که به خس خس افتاده بود طی کرد.

نگاهش که به فرشید افتاد بغض به گلویش چنگ انداخت، یاد پیام های تکراری دیشبش افتاد که دوبارع بوی رفتن می داد.

به هر جان کندنی که بود لب باز کرد و آرام گفت:

-فرشید.

فرشید که اسمش را از پشت سر شنید نگاهش را از دختر و پسر رو به رویش گرفت.

برگشت لبخند خسته یی زدو از روی نیمکت گوشه ی پارک بلند شد.

-راضیه این چه قیافه یی برا خودت درست کردی؟

دانلود رمان مهراز – دانلودرمانهای راضیه درویش زاده – داستان های عاشقانه فارسی – دانلود pdfکتاب ایرانی

نالید و قدمی جلو رفت.

-فرشید دوباره چی شده، دوباره میخوای کجا بری!

کلافه چنگی در موهایش زد، طاقت دیدن نگاه اشک آلود این دخترک مظلوم را نداشت اما خودش هم خوب می دانست قصدش با این دختر معصوم جدی نیست و باید تمام می کرد این ریشه محکمی که دخترک به قلبش بسته بود.

دستانش را جلو برد تا دست سرد دخترک را میان دستانش بگیرد که راضیه به سرعت دست عقب کشید و با حرص غرید:

-به من دست نزن فرشید، فقط حرف بزن بگو باز چی شده، توی زندگیت داره چه اتفاقی میوفته که تا کم میاری منو از زندگیت بیرون می کنی! حرف بزن.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست