خانه » رمان » مکار اما دلربا

رمان مکار اما دلربا

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: رایگان (دانلود از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان مکار اما دلربا

رمان مکار اما دلربا به نویسندگی نیلوفر قائمی فر را از اپلیکیشن باغ استور مطالعه کنید.

قسمتی از رمان مکار اما دلربا

کوروش که خندش گرفته بود روشو یه طرف دیگه کرد،من چشمام داشت از آتیش درونم از حدقه بیرون میزد این مرد و باید ببرن شکنجه گاه ،شکنجه گر بشه اونم نه با شلاق و چوب با همین  حرفاش مجرمو حرص بده، مجرمه اعتراف کنه.

میلاد_آبجی یعنی پیش عمه نبودی؟!

_خدا آبجیتو بکشه از دست این پدر واین مرد “اشاره به کوروش کردم”

 وبه طرف بالا رفتم وگفتم:

_هیچ  جهنمی هم ندارم برم گم وگور بشم،دو زار آبرو پیش داداشه داشتیم،دوتایی بردن خیال منو راحت کردن…

از اینکه پیش میلاد دروغگو شدم،گریه ام گرفت،یه گوشه نشستم وعاجز ،های های زدم زیر گریه….

نمی خواستم میلاد منودروغگو ببینه،نمی خواستم اعتمادش بهم سلب بشه،میلاد رو نمی خوام ازدست بدم…

دانلود رایگان رمان مکار اما دلربا – دانلود رمان های نیلوفر قائمی فر – دانلود رمان عاشقانه جدید – سایت دانلود رمان و اپلیکیشن رمانخوانی باغ استور

زانو هامو تو بغل گرفتم و سرمو رو زانوم گذاشتم،کوروش همه چیو ازم گرفت برادرمم گرفت که فقط خودش ،خوده ظالمِ خائنش بمونه،کثافت عوضی تو خواب خفه ات میکنم بعد زنگ میزنم پلیس…

_آبجی؟ـبجی؟

سر بلند کردم با گر یه گفتم:

_می خوای بگی دروغگوام؟من مگه خبر داشتم؟من فقط دنبال کار گشتم همون موقع کوروش پیام داد که…

میلاد_آبجی من ناراحت نیستم ،من…من از این ناراحت نیستم «نفسی بلند کشید و گفت»:

_از این که امینِت نبودم از خودم ناراحتم،حتما کاری کردم که تو به این نتیجه رسیدی که به من نگی موقعیتت امن تره،من از این ناراحتم آبجی از تو ناراحت نیستم.

از جا بلند شدم با همون حال نزار بغلش کردم وگفتم:

_توهمه کس منی اینطوری نگو…اینطوری نگو…نمی خواستم ازم ناراحت بشید

میلاد_من گریه هاتو بعد بهم خوردن نامزدیت می فهمیدم،تو نمی خواستی نامزدیت بهم بخوره،من خوشحالم که اختلافتون حل شده.

«نمی خواستم بهش بگم،چه حلی ،این آقا تنبونش یکی دو تا نیست،هنوز به کثافت کاری هاش ادامه میده،نمی خواستم باز ناراحت بشه…سرشو بوسیدم و گفتم»:

_فعلا به مامان نگو…

دانلود رایگان رمان مکار اما دلربا – دانلود رمان های نیلوفر قائمی فر – دانلود رمان عاشقانه جدید – سایت دانلود رمان و اپلیکیشن رمانخوانی باغ استور

میلاد_خیالت راحت من دهنم قرصه.الان تو این قهر و کش مکش برای چی بگم،من هواتو دارم.

محکم تر بغلش کردم و گفتم:

_قربونت برم،داداش من،همه کس من.

صدای بستن در اومد و قلبم از جاش کنده شد و با وحشت گفتم:

_وای مامان.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست