خانه » رمان » ناسور عشق

رمان ناسور عشق

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

715

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان ناسور عشق

غزل دختر یک مرد بازاری و سنتی و دانیال، پسری که پدرش درباری بوده و بعد از انقلاب از کشور فرار می‌کنه، عاشق هم می‌شن.
سالها می‌گذره و تیارا دختر دانیال، بی‌خبر از گذشته‌، دلباخته‌ی یوسف پسر غزل که از اون دوری می‌کنه می‌شه. تا این که…

قسمتی از رمان ناسور عشق

به یاد مادرم و دعوای دیشبش با پدرم افتاده و چینی به بینی‌ام دادم. لیان سمتم آمد و فشاری به کمرم وارد کرد و مجبورم کرد حرکت کنم.
-بیا بریم… کم غر بزن.
همانطور عصبی از اتاق بیرون رفتم که لیان زیر گوشم گفت:
-بابات می‌دونه عروسی مختلطه؟
-وای نه. اگر می‌دونست که نمی‌ذاشت این لباسمو بپوشم.
-اَه بابات چرا این مدلی شده؟ قبلاً که خیلی باحال بود.
دوباره چینی به بینی‌ام دادم و لب پایینم را کمی به جلو بردم:
-شانس منِ بدبخته دیگه.

….

-ایشون لیانه که تازه باهاش آشنا شدم.
سمت من چرخید:
-ایشون هم تیارا، دوست لیان.
و بعد به یوسف اشاره کرد:
-اینم اون یوسف گمگشته که گفته بودم.
باز هم خندید. دلم می‌خواست دانه دانه‌ی آن دندان‌های لمینتی‌اش را از جا بکنم و بریزم توی حلقومش. لیان دستش را سمت یوسف دراز کرد:
-سلام خوشوقتم.
یوسف با او دست داد و لبخند زد:

….

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست