خانه » رمان » نسیم آرامش

رمان نسیم آرامش

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان نسیم آرامش

درمورد پسریه که از پونزده سالگیش عاشق دختری میشه که ده سال ازش بزرگتره بعد پنج سال می خواد به چشم اون دختر بیاد ولی درست لحظه ای که می خواد از احساسش بگه مرد دیگه ای پاپیش میزاره واون باید شاهد ازدواج عشقش باشه…

قسمتی از رمان نسیم آرامش

صبح از صدای بسته شدن در سرویس بیدار می شوم. به اتاق خواب می روم تا لباس هایم را تن کنم.
ـ هوتن.

همان طور که پشت به من ایستاده، می ماند و بر نمی گردد.
ـ از محضر برای طلاق وقت بگیر. تا یه هفته میام دفتر تا یکی رو پیدا کنی. بعدش دیگه من نیستم.
فکر کردم وقتی این حرف ها را بزنم، بغض کنم و صدایم بلرزد، اما این گونه نشد، حرف هایم را گفتم و از آپارتمان خارج شدم.
فکر می کردم حالم بد شود وقتی حرف از طلاق بزنم اما با حرف زدن در مورد طلاق تیر خلاص را زدم و راحت شدم، این مدت آن قدر خودم را پیش هوتن خوار و خفیف کرده بودم که دیگر غروری برایم باقی نمانده بود.

امروز دیگر خیال خودم و هوتن را راحت کردم و این رابطه را تمام کردم.

در مورد قضیه طلاق به کسی حرفی نزدم چرا که در مورد علت طلاق هم نمی توانستم حرفی بزنم علت طلاق ما باید سربه مهر می ماند وگرنه من دیگر روی نگاه کردن به صورت کسی را ندارم.
اول طلاق می گرفتم و بعد به دیگران و خانواده ام اطلاع می دادم.
جلوی در محضر منتظر هوتن ایستاده ام، ماشینش را که می بینم وارد راه پله ی محضر می شوم صدای قدم هایش را از پشت سر می شنوم.
ـ نسیم صبر کن.
در پاگرد منتظرش می مانم.
هوتن نفس نفس می زند.
ـ مطمئنی مهریه نمی خوای؟
ـ فقط در مورد علت جدایی مون حرفی نزن، مهریه نمی خوام.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست