خانه » رمان » نوتریکا جلد اول و دوم

رمان نوتریکا جلد اول و دوم

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

1390

ژانر رمان: 

نوع رمان: رایگان (دانلود از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان نوتریکا جلد اول و دوم

دانلود هر دو جلد این رمان زیبا از اپلیکیشن باغ استور

زندگی آدم ها به نفس کشیدن خلاصه نمیشه !
زندگی آدم ها به خوردن و نوشیدن و خوابیدن خلاصه نمیشه !
زندگی آدم ها به درس خوندن و کارکردن خلاصه نمیشه !
زندگی آدم ها به بغض و غم و غصه خلاصه نمیشه !
زندگی آدم ها به شادی و خنده و لبخند خلاصه نمیشه !
زندگی آدم ها به مرگ خلاصه نمیشه!
حتی … زندگی آدم ها به عشق هم خلاصه نمیشه !
خلاصه ی زندگی آدم ها فقط و فقط زندگی کردنه …!

قسمتی از رمان نوتریکا جلد اول و دوم

-سلام… سلـــــــــــام….
-مامان… ماماااااان؟!
-اُه من مردم از این استقبال گرم…
-کسی خونه نیست؟
به سمت اشپزخانه رفت و با ناخنک زدن به ظرف سالاد رها شده روی اُپن کمی کاهو و خیار برداشت.تا انجا که به یاد داشت از گوجه فرنگی متنفر بود.
-علیک سلام… و کاهو را از چنگش بیرون کشید.این قبیل زورگیری ها مختص نوید پسر دوم خانواده ی اقای نیکنام بود.
صدای تلفن باعث شد به سمتش برود و جواب حرکت زشت نوید را به بعد موکول کند.
طوطیا:حاضری بریم؟
-ناهار نخوردم…
طوطیا:کوفتو بخوری… ساعت سه …. هنوز نخوردی؟
روی دسته ی مبل نشست و گفت: تا هشت بازه…
طوطیا با دلخوری گفت: حالا چی میشد الان بریم… مگه قرار نبود صبح بریم …نورا هم کلی ازت شاکیه… تازه حالا هم میگی نه؟
-خوب میخوام ناهار بخورم…
طوطیا باز گفت: کوفت و بخوری و تلفن را کوبید.
نوید نگاهش کرد و پرسید: نرفتی هنوز؟
نگاهش را به ساعتش دوخت و گفت: نه… مامان کجاست؟
نوید با بی قیدی شانه ای بالا انداخت و گفت: خونه خاله سیما… کجا میخواستی باشه… من دارم غذامو داغ میکنم…
-منم دارم میرم ثبت نام… فعلا… و به سمت در ورودی حرکت کرد.
نوید: ناهارتو بخور بعد برو…
-طوطیا چت میزنه حوصله اشو ندارم… خدافظ… و در را بست.

.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست