خانه » رمان » ژالین

رمان ژالین

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان ژالین

من ژالینم ، یه دختر از زاده آتش…
بعد از اینکه بابامو از دست دادم زندگیم توسط آدمای اطرافم نابود شد…
بابامو اعدام کردن و منو انداختن بهزیستی…
فکر می‌کردن با این کار می‌تونن منو از زندگیم محروم کنن، اما من برگشتم و اونقدر قوی شدم که می‌خوام زندگیمو ازشون پس بگیرم…
برای همین آروم آروم بهش نزدیک شدم و با گرمای خودم بهش عشق دادم، وابستگی دادم و کاری کردم اون عاشق آتیش بشه…
آتیشی که یه روزی خاکسترش می‌کنه و اون اینو نفهمید…

من تنها با همین هدف بزرگ شدم و تمام این سال‌ها به اون فکر کردم و جمله‌ای که بارها بهش گفته بودم :
” من تورو خیلی دوست دارم یاشار “

قسمتی از رمان ژالین

– من باید تنهایی گیرش بیارن که باهاش حرف بزنم، یا تو ترتیبش بده یا خودم ترتیبشو میدم.
با تمسخر گفت :
– فقط حرف !!
مکثی کرد و ثانیه‌ای بعد گفت :
– جونم داداش ؟ باشه الان میام…
توی گوشی سریع گفت :
– من بعد زنگ میزنم، یاشار احضارم کرده باید برم.
پوزخندی زدم و دوباره به سیگار پک زدم.
اینجور که پیداست هیچ آبی از سیروان گرم نمی‌شه، خودم باید دست بجنبونم، اینجوری سریع‌تر می‌تونم به نتیجه مورد نظر برسم.
اصلا چطوره فردا با یه شاخه گل شروع کنم ؟
با این فکر لبخند جسورانه‌ای زدم و از پشت پنجره به زنی خیره شدم که مثل من داشت فضای بیرون رو از راه پنجره دید می‌زد.
نگاهم به اون زن خیره بود و از پک‌های سنگینِ بعدی و بعدی کام‌ گرفتم…

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست