خانه » رمان » یک زن وقتی …

رمان یک زن وقتی …

نویسنده رمان: 

انتشارات: 

سال انتشار: 

ژانر رمان: 

نوع رمان: غیر رایگان (خرید از اپلیکیشن)

تعداد صفحات

654

قیمت نسخه چاپی

– تومان

نوع فایل

اندروید و iOS

خلاصه ای از رمان یک زن وقتی …

اصلا مهم نیس نژادت چیه دینت چیه تو چه قومی بزرگ شدی مهم اینکه زن که باشی پشت پرده ای از یک نمایشی تمام بازیگرای رو سن با تقدیر تو نمایشو اجرا میکنند تقدیری رو که حتما یک زن دیگه بانی رقم زدنشه
وقتی یک زن باشی در هر جایگاهی که باشی میشی یه ماده شیری که حتی وقت شکار نر هاهم ازش عقب میمونند!
نگاهش دستای ظریفش صدای نازکش …همه میشن سلاح تا از داراییش دفاع کنه و وای به اون روزی که مدافع بچه اش بشه اون لحظه حتی اگر الهه ی عشقم باشه لباس رزم به تن میکنه تا بجنگه و پاره تنشو داشته باشه
یک زن وقتی …

قسمتی از رمان یک زن وقتی …

چشمم رو تابلوي اسمش خشک شده بود باورم نمي شد تقدير بامن اين کارو کرده باشه! بايد برم يا بمونم ادامه بدم به خاطر….. به خاطربچه ام! بند دلم پاره شد…….بچه ي من ؟! الان داره چيکارميکنه؟؟!…باورم نمي شه قرار برم پيشش،حتي خاله نيکول نذاشت ببينمش وبردش..خدايا جواب دلتنگي هامو داري ميدي ممنون…..ممنون
دستام چه قدر مي لرزه ..به دستام که از شدت سرما نوک انگشتام گزگز ميکرد نگاه کردم.انگشتاي باريک وضعيفم سرخ بودن،دارم ميرم پيشش ….قلبم هري ريخت …تمومه صحنه هاي زندگيم اومد جلوي چشمم،اون روزي که کنار گوشم گفت:
– پول داروهاي مادرتو مي خواي؟! پول درمانشو؟؟ رمان یک زن وقتی

(ومن زل زده بودم توچشمش ومستاصل نگاش ميکردم،قلبم مي لرزيد از جمله هايي که قرار بود بشنوم با اون چشماي شيطونش بهم مي فهموند که حدسم پر بي راه نمي گه…..دورم چرخي زدوقدوبالامو با نگاهش اندازه گرفت وزير لب نجوا کرد:
– نوا!نوا،نوا،نوا،نوا…..آخ آخ آخ ..آدم يه باباي پولدار داشته باشه ولي چون بچه ي معشوقه اش باشه از پول ومايه محروم باشه خيلي درد داره مگه نه؟! نوا من موندم بابات چطور يه زن روسي بور وخوشگلو مي ذاره ميره دنبال يه زن چاق غرغروي نق نق بيل مز،البته به قوا خودشون اللللللله اکبر!!
– کاوه چي مي خواي؟!

رمان یک زن وقتی

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
فهرست